تبلیغات در اندیشکده روابط بین الملل           برای معرفی کالا و خدمات خود با ما تماس بگیرید .                          ads@irtt.ir      

  • لبنان به کجا مي رود
    روزنامع اعتماد - حوزه سياسي لبنان به شکستگي بين قاره ها شباهت دارد، يعني منطقه يي که تکان هاي بسيار آن سوتر، در اين شکستگي خود را نشان مي دهد و همه چيز را مي لرزاند. برخي را به فراز و برخي را از فراز به فرود مي راند. بدين لحاظ، فعل و انفعال هاي سياسي و نظامي در لبنان بيشتر انعکاس معادلاتي است که در اقصي نقاط دور و نزديک شکل مي گيرد يا در حال فسخ شدن است. به قول يک تحليلگر امور خاورميانه در اين ميان دو نيروي بسيار طرفدار و بسيار مخالف امريکا در لبنان با يکديگر در کشمکش دائمي به سر مي برند. امريکا، اسرائيل، عربستان سعودي و نفوذ کشورهاي عربي طرفدار غرب از يک سو در لبنان نقش بازي مي کنند و از سوي ديگر ايران، حزب الله و سوريه در پي برقراري ثبات و موازنه يي هستند که جبهه مقابل را برنمي تابد. در چنين شکل بندي، در هر شرايطي که موازنه سياسي بيروت به سوي حزب الله متمايل شود، اين پيروزي از سوي ايران و سوريه يک دستاورد و از سوي امريکا و کشورهاي عربي شکست غيرقابل قبول خواهد بود. به مفهوم ديگر، اگر حزب الله در بالاي هرم قدرت جاي گيرد مخالفان آن را به معني تسليم لبنان به منويات تهران و اتصال سازماندهي شده خليج فارس به درياي مديترانه تعبير خواهند کرد.

    اما اين تمام ماجرا نيست. ائتلاف پي درپي و نيز انشقاق دائم گروه هاي مختلف مسيحي با طيف هاي مختلف سني و حتي با شيعيان حاکي از تقلاي لبنان براي شکل دهي به هويتي است که استواري چنداني ندارد به همين دليل است که مناقشه ها در لبنان با توافق بر سر حداقل ها به پايان مي رسد و طرفين منازعه همواره تسليم اين واقعيت مي شوند که «نه غالب باشند و نه مغلوب».

    وزن حزب الله در لبنان

    با وجودي که 15 سال جنگ داخلي لبنان

    (1990-1975) نام اين کشور را همواره در صدر اخبار و تحولات خاورميانه پس از فلسطين قرار داد، امروزه نام حزب الله فراگيرترين عنواني است که لبنان را تداعي مي کند. به عبارت ديگر از تابستان دو سال قبل که حملات اسرائيل به جنوب لبنان با مقاومت و سرسختي حزب الله مواجه شد و اسرائيل براي اولين بار از دستيابي به يک هدف نظامي بازداشته شد حزب الله در واقع صحنه گردان سياسي لبنان بوده است. از 14 آگوست 2006 توافق آتش بس بين حزب الله و اسرائيل به امضا رسيد و پيرو آن با تصويب قطعنامه 1701 شوراي امنيت مبني بر خلع سلاح حزب الله، عملاً لبنان به سوي موازنه يي متمايل شد که حزب الله تلاش مي کرد مختصات آن را ترسيم کند. به عبارت ديگر عقب راندن ارتش اسرائيل از مرزهاي جنوبي لبنان اين پرستيژ و توانايي را به حزب الله داد تا به عنوان دولت قدرتمند لبنان پيروزي نظامي خود را تبديل به دستاوردي سياسي در معادلات اين کشور کند.

    بسيج هواداران حزب الله در 8 مارس به خيابان هاي بيروت و فشار به دولت فواد سنيوره براي پذيرش شرايط حزب الله آغاز اين تحول بزرگ بود.

    حزب الله با حمايت متحد خود ميشل عون فرمانده سابق ارتش لبنان و رهبر «جنبش آزاد ميهن پرستي» با فشار به دولت سنيوره خواستار تقسيم دوباره اهرم هاي اجرايي يا کرسي هاي دولت به نفع اقليت پارلمان شد.

    در شرايطي که حزب الله دولت لبنان را دولتي غيرقانوني مي ناميد در پشت اين جدال، چالش هاي بزرگ تري پنهان بود از جمله ارتقاي نقش شيعيان در سيستم سياسي لبنان، تثبيت نيروي نظامي حزب الله به رغم توافق بين المللي براي خلع سلاح، تامين منافع سوريه و تسهيل ادامه کنترل اين کشور از سوي سوريه و در نهايت از تب و تاب انداختن تعقيب قضايي سوريه به عنوان عامل ترور رفيق حريري و از همه مهم تر، ممانعت از برخورد دولت لبنان با آنچه در منطقه تثبيت يا گسترش نفوذ ايران ناميده مي شود.

    چالش حزب الله با دولت مورد حمايت امريکا در لبنان به دو پيروزي براي هر يک از اين جناح ها منجر شد. به رغم کنار کشيدن وزراي حزب الله، دولت سنيوره موفق به حفظ شاکله کابينه شد و با وجود فشارهاي شديد داخلي سقوط نکرد، اما حزب الله و اقليت پارلمان نيز در عوض موفق شدند مانع انتخاب رئيس جمهور جديد شوند. حزب الله معتقد است تا ترکيب جديدي براي کابينه مورد توافق قرار نگيرد و در قوانين انتخاباتي تجديد نظر نشود براي انتخاب رئيس جمهور همکاري نخواهد کرد. بدين ترتيب ادامه کار دولت در کشوري که از شش ماه پيش رئيس جمهور ندارد و به رغم 19 بار تشکيل جلسه، پارلمان موفق به انتخاب رئيس جمهور نشده بحراني شکل گرفت که قدم به قدم به رويارويي نظامي نزديک تر شد.

    تغيير موازنه به ضرر حزب الله با ترور مغنيه

    از عجايب تحولات خاورميانه اين است که عماد مغنيه فرمانده عمليات برون مرزي حزب الله تمام تلاش خود را صرف مبارزه با گسترش نفوذ امريکا و اسرائيل در خاورميانه کرد اما در نهايت - حداقل تا آنجايي که تاکنون آشکار شده - عامل ترور وي شبکه هاي امنيتي کشورهاي عرب بودند. از نظر دولت سنيوره و حاميان غربي آن، ترور مغنيه شکافي عميق در سازمان نظامي حزب الله پديد آورد، در نتيجه سازماندهي براي زدن ديگر شاخه هاي نظامي و امنيتي حزب الله آغاز شد. موج جديد تبليغاتي عليه حزب الله به راه افتاد و پيرو آن حزب الله متهم به برقراري روابط نظامي امنيتي با جريان هاي نظامي داخل عراق شد.

    حداقل زمان بندي اعلام اينکه حزب الله لبنان به نيروهاي مقاومت شيعه عراقي آموزش مي دهد زمينه سازي براي جريان سازي عليه حزب الله و ايران بود. موج اين فشار در شرايطي افزايش يافت که تحرکات نظامي جديد عليه امريکايي ها در عراق دوباره افزايش يافته و گفت وگوهاي تهران و واشنگتن نيز پيرامون آينده عراق حداقل براي مدتي قطع شد.

    تيرگي روابط حداقلي ايران و امريکا در مذاکره پيرامون عراق تاثير خود را در تصميم هفته گذشته دولت لبنان از خود باقي گذاشت و مقام هاي دولت سنيوره در اقدامي سازماندهي شده اعلام کردند حزب الله در باند فرودگاه بيروت دوربين هاي جاسوسي نصب کرده و رئيس يگان حفاظت از فرودگاه بيروت نيز از افسران وابسته به حزب الله است که رفت و آمد مقام هاي سياسي لبناني را کنترل مي کند.

    دو روز بعد وقتي دادستان کل لبنان اعلام کرد شبکه مخابراتي مستقل حزب الله حاکميت کشور لبنان را نقض مي کند و حزب الله بايد شبکه مخابراتي خود را جمع کند عملاً لبنان در آستانه يک درگيري قرار گرفت.

    تسليم نشدن حزب الله به شرايطي که دادستان و مقام هاي دولت لبنان اعلام کردند، بي ترديد منجر به ايجاد موانع ديگري عليه حزب الله مي شد و گروه 14 مارس به رياست سنيوره و سعد حريري با حمايت رسانه هاي غربي به دستاورد بزرگي مي رسيدند.

    آغاز جنگ داخلي کنترل شده

    سخنراني پنجشنبه گذشته سيدحسن نصرالله رهبر حزب الله که به دلايل امنيتي به صورت مصاحبه ويدئوکنفرانس برگزار شد عليه هواداران دولت لبنان از جمله وليد جنبلاط رهبر تبليغاتي مخالفان بود. نيروهاي حزب الله روز پنجشنبه به صورت نظامي در خيابان هاي بيروت ظاهر شدند و روز جمعه پس از فقط 6 ساعت درگيري کنترل شده عملاً مهم ترين بخش پايتخت يعني غرب بيروت را که قلب سياسي، تجاري لبنان محسوب مي شود به اشغال خود درآوردند.

    سيدحسن نصرالله در شرايطي قرار گرفت که اگر تمام توان نظام نيروهاي شبه نظامي خود را به صحنه نمي آورد بي ترديد ابتدا کنترل فرودگاه بيروت را از دست مي داد و پس از آن بايد منتظر اجرايي شدن قطعنامه 1701 براي خلع سلاح نيروهايش مي شد.

    از يک سو لحن سخنراني سيدحسن نصرالله دربردارنده همه تهديدهاي معمول در جنگ هاي داخلي کشو رهاي بي ثبات بود- تهديد به شليک، مقابله به مثل، دستگيري مخالفان و...- از سوي ديگر مردان مسلح حزب الله تقريباً بدون اندک مقاومتي خيابان «حمرا» را که در واقع محل سکونت اعضاي دولت و پارلمان بود به اشغال درآوردند. بستن شاهراه منتهي به فرودگاه بيروت نيز بدان لحاظ صورت گرفت که مخالفان حزب الله اطمينان يابند تصميم حزب الله براي تحمل يا شروع جنگ داخلي جدي است.

    به زودي عکس هاي رزمندگان حزب الله در خيابان هاي بيروت منتشر شد که اکثراً در وضعيت جنگي قرار نداشتند. عکس هاي مردان مسلح حزب الله در شلوار جين و تي شرت آستين کوتاه که بعضاً جملات انگليسي روي آن نقش بسته بود انعکاس شرايط جديدي بود که بر بيروت حاکم شده بود. بسياري از خبرگزاري ها عکس هاي اين رزمندگان را در پست هاي ديده باني يا روي خاکريزها در حالي نشان مي دادند که قليان مي کشيدند يا مشغول صرف چاي بودند.

    عکس سربازاني که در سايه جنگ داخلي به قليان کشيدن مشغول هستند فقط حاکي از آن بود که حزب الله در اداره امور امنيتي و کنترل خيابان هاي شهر با مشکلي مواجه نيست و عملاً هيچ کس تهديدي براي حزب الله محسوب نمي شود. در چنين شرايطي دولت لبنان سرنگون نشد اما آشکار شد که حزب الله عملاً توانايي سرنگون کردن دولت را دارد و براي دولت راهي جز استعفاي جمعي باقي نماند. موازنه جديد در شرايط و به سرعتي برقرار شد که سنيوره و هواداران او اقدام حزب الله را کودتاي حزب الله ناميدند. با توجه به موفقيتي که هيچ کس انتظار آن را نداشت برخي منابع احتمال اقدام پيشگيرانه امريکايي را مطرح کردند. از آنجا که ناو امريکايي Uss Cole نيز راهي سواحل مديترانه شده بود و سيدحسن نصرالله اعلام کرد هرگونه مداخله امريکا در تحولات لبنان باعث خواهد شد حزب الله از آن خطوط قرمزي که هنوز عبور نکرده، عبور کند. احتمالاً منظور حزب الله از اين تهديد اشغال ساختمان نخست وزيري يا حتي پارلمان لبنان مي تواند باشد.

    پيش از اين امريکايي ها اقدامات سازماندهي شده يي را عليه حزب الله انجام داده بودند. حزب الله به عنوان گروهي تروريستي در ليست سياه امريکايي ها قرار گرفت، با هماهنگي امريکا قطعنامه 1701 در شوراي امنيت به تصويب رسيد که خواستار خلع سلاح حزب الله شد. حمله اسرائيل به جنوب لبنان با تشويق امريکا صورت گرفت و در نهايت امريکا با حمايت همه جانبه از دولت لبنان فواد سنيوره و شيعيان نظامي جنوب لبنان را در معرض مقابله نظامي با يکديگر قرار داد.

    به اين ترتيب مقاومت لبنان در شرايطي دست برتر را در اين کشور به خود اختصاص داده است که برخلاف حماس از تجربه نظامي قابل توجهي در مقابله با اسرائيل برخوردار است.

    نظام مالي و پولي حزب الله و شبکه هاي خدمات رساني و خيريه آن بسيار کاراست و از همه مهم تر يک فرودگاه بين المللي در اختيار دارد که به واسطه آن مي تواند شريان هاي لبنان را کنترل کند.

    وليد جنبلاط در شرايطي که در منزل تحت حفاظت خود زنداني شده بود به نبيه بري پيغام داد که به سيدحسن نصرالله بگو ما جنگ را باختيم و تو بردي. حال بيا مذاکره کنيم. سعد حريري نيز از سيدحسن نصرالله خواست از غلتيدن لبنان به جنگ داخلي جلوگيري کند. وليد جنبلاط که در ميان سياسيون لبنان به شوخ طبعي و رک گويي شهرت دارد، همچنين گفت؛ امريکا در لبنان شکست خورد و کاخ سفيد بايد به آن اعتراف کند. ما ديگر هيچ کاري نبايد بکنيم جز اينکه ببينيم حزب الله، چه خوابي برايمان ديده است. از حالا به بعد آنها هر کاري بخواهند مي توانند در لبنان انجام دهند.

    نقش ارتش لبنان

    ارتش لبنان طي سال گذشته حدود 4/1 ميليارد دلار کمک تسليحاتي و آموزشي از امريکا دريافت کرده است. حدود سيصد ميليون دلار صرف تعليم نيروي هاي امنيت داخلي شده است. اين نيروها که از تجهيزات کافي برخوردار بودند از درگير شدن در منازعه با حزب الله منع شدند. دسته هاي خياباني هواداران سنيوره و سعد حريري که به نظر مي رسد از سوي عربستان سعودي تامين مي شوند براي مقابله با يورش نظاميان حزب الله کارايي چنداني نداشتند. سازمان ارتش نيز از ترس پاره پاره شدن عملاً در هيچ يک از حوزه هاي درگيري وارد نشد. ارتش لبنان متشکل از افسران شيعه، سني و مسيحي است. نقش افسران شيعه در سازمان ارتش قابل توجه است و طيف هايي از افسران سني و مسيحي نيز يا در طيف مخالفان دولت قرار دارند يا تمايل به درگير شدن در جنگ داخلي ندارند. به اين ترتيب طي دو سه روز اول تنها نقشي که سربازان ارتش در مقابله با مردان مسلح حزب الله و آرام کردن گروه هاي هوادار دولت به عهده گرفتند شليک تير هوايي بود تا دو طرف از يکديگر فاصله بگيرند و درگير نشوند.

    آينده لبنان

    لبنان اکنون در شرايطي قرار گرفته است که پيش بيني آينده آن از هر زماني دشوارتر است. به رغم اينکه انشقاق و موازنه سياسي در اين کشور شکل جديدي به خود گرفته اما احتمال رسيدن به مصالحه يي که لبنان را به سوي ثبات و امنيت هدايت کند بسيار کم به نظر مي رسد. در شرايط فعلي حزب الله لبنان با اشغال 6ساعته پايتخت اين کشور موفق به بلعيدن دولت اين کشور شده است. فعل و انفعال فوق به مفهوم آن نيست که حزب الله موفق به تشکيل دولتي باثبات در اين کشور شود. حضور بازيگران قدرتمند منطقه يي و بين المللي و منافع طرف هاي دورتر که بنا بر تفسيري امنيت يا ناامني لبنان را موجب امنيت يا ناامني خود مي بينند عاملي است که مانع شکل گيري ثبات - به هر قيمت - در اين کشور مي شود.

    اسرائيلي ها که چندي پيش تجربه پيروزي حماس را در انتخابات فلسطين از سر گذراندند احتمالاً در مقابل لبناني که حزب الله دولت آن را اداره کند ساکت نخواهند نشست.

    اينکه حزب الله چقدر توانايي و انعطاف داشته باشد تا برخلاف حماس قدرت سياسي و نظامي خود را به چانه زني ديپلماتيک تبديل کند عاملي است که آينده منطقه يي و بين المللي حزب الله را رقم خواهد زد. ادامه چالش جبهه متحد امريکا، اسرائيل و کشورهاي عربي با اتحاديه متشکل از کشورهاي ايران، سوريه و حزب الله تاثير اساسي بر آينده سياسي کشور لبنان و حزب الله خواهد داشت. امريکايي ها هنوز نگران آينده حاکميت سياسي عراق هستند و دولت جرج بوش ماه هاي آخر استقرار در کاخ سفيد را مي گذراند. شرايط فوق احتمال تمرکز فوق العاده وزارت خارجه امريکا بر تحولات لبنان را غيرمحتمل مي سازد. اما در يک تحول احتمالي، به قدرت رسيدن باراک اوباما نامزد حزب دموکرات بر کرسي رياست جمهوري امريکا منجر به روي کار آمدن تيم جديدي در وزارت خارجه و پنتاگون خواهد شد که احتمالاً مواضع آنان تفاوت آشکاري با محافظه کاران و کاخ سفيد خواهد داشت. در آن صورت احتمالاً نمي توان انتظار آن را داشت که وزارت خارجه امريکا هر تحولي را در لبنان به نفع يا ضرر منافع ملي امريکا مورد ارزيابي قرار دهد.

    از همه مهم تر اينکه لبناني ها اعم از شيعه و سني به چه ميزاني تحمل جناح هاي سياسي رقيب را داشته باشند عاملي است که بيش از بقيه عوامل در آينده کشور نقش بازي خواهد کرد.

    نظام هاي غربي به اين امر عادت دارند که گروه رقيب جناح حاکم کرسي هاي قدرت را اشغال کنند و آزموني براي اداره ميان مدت کشور از خود باقي بگذارند؛ امري که به چرخش قدرت سياسي در بين مدعيان مطرح يک نظام سياسي منجر مي شود.

    يک تفسير اشغال برق آسا و بدون درگيري پايتخت لبنان از سوي حزب الله حمايت مردمي از اين گروه است، هرچند مخالفان لبناني حزب الله آن را کودتاي حزب الله ناميده اند. توافق لبناني ها براي برگزاري انتخابات آزاد در اين کشور شاهراهي است که لبنان را از بن بست سياسي دو سال اخير مي رهاند. در شرايطي که جناح هاي سياسي رقيب براي برگزاري انتخابات آزاد و شفاف در آن صورت شاهد لبناني خواهيم بود که نه دولت خواهد داشت، نه پارلمان، نه رئيس جمهور. در غير اين صورت و در شرايطي که جناح هاي سياسي لبنان با حزب الله از در مصالحه درنيايند و بايد انتظار لبناني را داشت که اداره ناپذير باشد و غيرقابل کنترل. 1- لبنان کشوري است متشکل از اقليت هايي که هرگز تکليف هويت ملي آنان روشن نشده است. 2- کليه بازيگران عمده اين کشور داراي متحدان منطقه يي يا بين المللي هستند که يا به نيابت آنان سرکوب مي کنند يا به نيابت از ديگران سرکوب مي شوند.
دیگر عناوین :
بازدید امروز: 619
بازدید دیروز: 1910
بازدید از ابتدا: 496735