تبلیغات در اندیشکده روابط بین الملل           برای معرفی کالا و خدمات خود با ما تماس بگیرید.                          ads@irtt.ir      

  • کمیت را فدای توسعه نکنیم
    زهرا باقری, کارشناس مطالعات زنان, روزنامه همشهری(8/2/88)

    اندیشکده روابط بین الملل _ توسعه، حركتي انساني است كه در جوامع به‌صورت آگاهانه و ناآگاهانه صورت مي‌پذيرد و هدف آن در وهله اول، رفع نيازهاي اساسي و در نهايت، رساندن جامعه به سطح قابل‌قبولي از رفاه است

    بدين‌منظور كه زندگي افراد جامعه از مراحل سخت و دشوار به مطلوب‌ترين حالت برسد و در همه ابعاد كمي و كيفي نظير آموزش، بهداشت، اقتصاد، استفاده بهينه از منابع طبيعي و... ارتقا حاصل شود. براي رسيدن به اين حد ايده‌آل، ابعاد گوناگوني وجود دارد كه متخصصان در اين امر (توسعه) را بر آن داشته كه وجوه مختلفي را براي آن مشخص كنند. به‌طور مثال براي رفع نياز مالي، توسعه اقتصادي مورد نظر است.

    از سوي ديگر يكي از شاخص‌هاي توسعه كشور، موقعيت زنان در آن جامعه است؛ به عبارت ديگر، اطلاع داشتن از سهم زنان در توليد ناخالص ملي و توليد ناخالص قابل تصرف دولت بسيار مهم است. اين درصد مشاركت زنان به فرصت‌ها و امكاناتي كه در بهداشت، آموزش و پرورش، پذيرفتن حقوق انساني و مشاركت فعال در مواقع تصميم‌گيري كه براي آنها فراهم مي‌شود، بستگي دارد اما در توسعه اقتصادي اين موضوعات و بحث‌ها اهميت بيشتري پيدا مي‌كند.

    در تعريف توسعه اقتصادي آمده است:‌ جرياني است كه طي آن شالوده‌هاي اقتصادي و اجتماعي جامعه دگرگون مي‌شود، به‌طوري‌كه حاصل اين دگرگوني و تحول در درجه اول كاهش نابرابري‌هاي اقتصادي و تغييراتي در زمينه‌هاي توليد، توزيع و الگوهاي مصرف جامعه خواهد بود و مطابق با ديگر انواع توسعه، براي توسعه اقتصادي نيز اهداف، معيارهاي اندازه‌گيري يا به‌اصطلاح شاخص و راهكارهايي به‌منظور دستيابي به آن‌ مشخص شده‌است كه مي‌توان دو هدف اساسي را نام برد: اول، افزايش ثروت و رفاه مردم جامعه و ريشه‌كني فقر و دوم: ايجاد اشتغال، كه هر دوي اين اهداف در راستاي عدالت اجتماعي است.

    اما در بسياري از موارد اولين و شايد بتوان گفت، تنهاترين موضوعي كه در رابطه با توسعه اقتصادي مطرح مي‌شود توجه به اشتغال زنان در سطوح مختلف است و اكثر توجه‌ها در جهت بسترسازي حمايت از زنان براي ورود به عرصه اقتصادي و گسترش فعاليت آنهاست، در حالي‌كه در اهداف توسعه اقتصادي رفاه مردم و ريشه‌كني فقر مهم‌تر از اشتغال است زيرا زماني كه مشاغل گوناگون در جامعه ايجاد شوند اما ضمانت كاري، آرامش رواني، تناسب كار با روحيات فردي، امكانات رفاهي متناسب با سختي كار و... وجود نداشته باشد و يا در سطح بسيار پاييني قرار گرفته باشد، افزايش آمار شاغلين سودي در جهت رسيدن به رفاه نخواهد داشت.

    با اين تفاصيل مشخص مي‌شود كه براي رسيدن به سطحي از رفاه، ملزم به برقراري ارتباط بين اين دو (رفاه و اشتغال) هستيم و در اين بين، يكي از مباحث مهم رضايت شغلي است زيرا بررسي و مطالعه علل و عوامل مؤثر در رضايت شغلي نمايانگر اين است كه رضايت شغلي، به بارآوري بسيار منجر مي‌شود و كارمندان خشنود، بازدهي بيشتري‌ دارند. همچنين اثرات غيرمستقيم آن، داشتن كاركنان خشنودتر، سالم‌تر، منظم‌تر و مشتاق يادگيري خواهد بود كه اين عوامل مي‌تواند سبب كم شدن هزينه‌هاي سازمان مانند بيمه بازنشستگي شده، مزاياي سلامت را دربرداشته باشد. بدين ترتيب مي‌توان گفت رضايت شغلي، مفهومي چندبعدي است كه با عوامل رواني، اجتماعي، اقتصادي ارتباط دارد و تركيب مجموعه‌اي از عوامل مختلف سبب مي‌شود فرد شاغل در لحظه معيني از شغلش احساس رضايت كند.

    طي تحقيقات انجام شده در رابطه با عوامل مؤثر بر رضايت شغلي، در پايان‌نامه‌ بهناز زهي به راهنمايي تقي آزاد ارمكي، با عنوان«بررسي عوامل مؤثر بر رضايت شغلي زنان شاغل در شهر مشهد» كه جامعه‌ آماري در اين تحقيق، تمامي زنان متاهل شاغل در بخش دولتي در شهر مشهد و حجم نمونه 204 نفر بودند، نتايج بدين قرار است:‌ رابطه معناداري بين زنان و رضايت شغلي وجود داشت كه فرضيات مورد تاييد عبارتند از: رابطه رضايت شغلي با وضعيت فردي، وضعيت اقتصادي، ويژگي‌هاي شغلي، تنوع در كار، ارزش اجتماعي شغل، نوع شغل، علاقه، هماهنگي كار با تخصص، شرايط اقتصادي محيط كار، حقوق، روابط با كارفرما و سابقه كار كه در اين ميان، تنوع در كار، بيشترين ارتباط را با رضايت شغلي برقرار كرده بود، بدين معني كه هرچه تنوع شغلي بالاتر باشد، رضايت از شغل نيز رتبه بالاتري را به‌خود اختصاص خواهد داد.

    و در مقايسه رضايت شغلي مردان و زنان، نتايج پژوهشي در قالب پايان‌نامه كه سودابه بيك ليك، با راهنمايي دكتر حسين حاج بابايي با نام«بررسي ميزان رضايت شغلي كاركنان زن شاغل در وزارت مسكن و شهرسازي در مقايسه با مردان» و در سطح كارشناسي ارشد انجام داده‌ حكايت از آن دارد كه ميان رضايت شغلي زنان و مردان تفاوت وجود دارد؛ يعني رضايت مردان به‌طور كلي از زنان بيشتر است و در اين بين، ميان رضايت شغلي و شرايط فيزيكي محيط كار، امكانات رفاهي، ارزشيابي و امنيت شغلي رابطه معني‌داري وجود دارد.
    و اينها موارد بسيار مهمي است كه بايد مورد توجه قرار گيرد. اينكه چرا مردان از زنان رضايت كاري بيشتري دارند، خود تابع تفاوت حقوق كار و دستمزد آنهاست. امنيت شغلي براي زنان كارمندي كه در شرايط فرزند‌آوري قرار مي‌گيرند، هنوز هم سخت‌ و مشكل است.

    زماني كه در سازمان‌هاي غيردولتي اين موضوع ارزيابي مي‌شود، محدوديت‌ها و سخت‌‌گيري‌هاي اعمال شده روي زنان به خوبي مشخص مي‌شود! و اين در شرايطي است كه رضايت شغلي زنان بسيار با اهميت‌تر از رضايت شغلي مردان است چرا كه زنان علاوه بر نقش شاغلي كه دارند، سهم بسزايي در تربيت فرزندان و تامين امنيت رواني اعضاي خانواده برعهده دارند. نتايج تحقيقات در انگلستان نشان داده است كه عدم‌رضايت شغلي زنان باعث افزايش فشار عصبي در كودكان آنها مي‌شود. در مطالعه‌اي كه روي 50 كودك در يك مهد كودك، انجام شد محققين دريافتند كه ميزان هورمون كورتيزول، كه نشانه وجود فشار عصبي است، در كودكاني كه مادران‌شان از شغل خود راضي نبودند بالاتر از كودكاني است كه مادران‌شان رضايت شغلي مناسبي داشتند.

    يافته‌هاي پژوهشي كه علي‌اصغر احمدي با عنوان«بررسي تاثير اشتغال مادران بر عملكرد رفتاري و آموزشي فرزندان» انجام داده است نيز مويد اين مطلب است كه رضايت شغلي و تنش شغلي مادران در رابطه با سازگاري اجتماعي و پيشرفت تحصيلي فرزندان آنها در دوره سني 7 تا 11 سال مؤثر است. اما نبايد تصور كرد كه تنها رضايت شغلي بر زندگي زنان تاثير مي‌گذارد، چه اين رابطه مي‌تواند تا حدودي دو طرفه باشد. به عبارت بهتر بعضي از عوامل هستند كه رضايت شغلي را تحت‌تأثير قرار مي‌دهند. در همان تحقيق فوق‌الذكر، حمايت همسر از اشتغال زن، كليد موفقيت خانواده‌هايي است كه زن و مرد هر دو شاغل هستند البته اشتغال مادر به‌خودي خود ممكن است عامل خشنودي در روابط زناشويي نباشد بلكه اين قانون اشتراك شوهران در كار كردن با زنان است كه مي‌تواند ايجاد‌كننده چنين اثراتي باشد.

    با توجه به مباحثي كه مطرح شد، مي‌توان به اين جمع‌بندي رسيد كه يكي از اهداف توسعه اقتصادي، رسيدن به رفاه است و در مرحله بعدي، ايجاد اشتغال، كه هر دو بايد مدنظر قرار گيرد. ولي نكته قابل بحث اين بود كه توجه به رضايت شغلي مي‌تواند نقطه تلاقي اين دو هدف باشد و رضايت شغلي خود متضمن عوامل مختلفي از جمله امنيت شغلي، دستمزد، حمايت‌هاي اجتماعي و... است و از سوي ديگر رضايت از زندگي نيز بر رضايت شغلي تاثير‌گذار است و نبايد هميشه لبه تيز انتقادها به سوي كارفرما و عوامل اجتماعي قرار گيرد.
بازدید امروز: 121
بازدید دیروز: 844
بازدید از ابتدا: 523118