تبلیغات در اندیشکده روابط بین الملل           برای معرفی کالا و خدمات خود با ما تماس بگیرید ads@irtt.ir      

  • تروریسم در روسیه از نگاه غرب
    فاطمه عطري، كارشناس ارشد مطالعات منطقه‌اي


    مقدمه
    ایراس - حوادث تروریستی در روسيه از جمله حملات چندي پيش به متروی مسکو تحلیل‌ها و گمانه‌زنی‌های بسیاری را پیرامون علل این حوادث و نیز پیامدهای آن در پی داشت. در این میان رسانه‌های غربی تحلیل‌هایی متفاوت با تحلیل‌های رسانه‌های روسی ارائه کردند که نکات قابل توجهی را شامل می‌شود. هرچند برخي بر اين باورند كه مقامات كرملين به تكرار از موضوع مبارزه با تروريسم براي افزايش قدرت كنترلي خود در نظام سياسي بهره برده‌اند، اما در مقابل نيز كشورهاي غربي، عموماً بدون توجه به ماهيت قضيه، از سخت‌گيري‌هاي روسيه در اين زمينه به عنوان حربه‌اي براي فشار بر اين كشور استفاده كرده‌اند. در نوشتار حاضر سعی شده تا برخی از این تحلیل‌ها مورد مطالعه، موشكافي و مقايسه قرار گیرد. این بررسی از آن جهت اهمیت دارد که در کنار نگاه روسی به این وقایع، نگاه غرب (که در واقع نگاهی از بیرون محسوب می‌شود) هم مورد توجه قرار گرفته و از تحلیل‌ یکجانبه پرهیز شده است.
     
    تروریسم در شهرهای روسیه: شكست روسیه در چچن
    برخی از رسانه‌های غربی این حوادث را در وهله اول شكستي بر سیاست‌های کرملین در مبارزه با تروریسم بویژه از طریق اعمال سیاست‌های سختگیرانه و ضد حقوق بشری ارزیابی می‌کنند و این ترورها را اقدام برای انتقام‌گیری می‌دانند. برای مثال خبرگزاری رویترز در تحلیلی می‌گوید: «با وجود آن که کرملین مدعی پیروزی بر جدایی‌طلبان چچن است، اما در سال گذشته خشونت‌ها در جمهوری‌های داغستان و اینگوش افزایش یافت».[1] این خبرگزاری به اظهارات مقامات روسیه درباره ارتباط جدایی‌طلبان قفقاز با تروریست‌های افغانستان و پاکستان اشاره کرده و با رد تلویحی آن معتقد است که «این حملات نشان دهنده شكست سیاست‌های کرملین در چچن است؛ جایی که کارشناسان حقوق بشر نیروهای روسی را به وحشی‌گری در آن متهم می‌کنند».[2]
    روزنامه واشنگتن پست نیز در مطلبی انفجارهای متروی مسکو را در حقیقت خط بطلانی بر ادعای پوتین مبنی بر قلع و قمع جدایی طلبان در جنوب غرب روسیه می‌داند. این روزنامه می‌نویسد: «رمضان قدیروف نماینده ارشد کرملین در چچن دو روز پیش ]از حادثه انفجار در متروی مسکو[ گفت: ما موفق شدیم کمر تروریسم را بشكنيم. اما هنگامی‌که جمعیت وحشت‌زده و خون‌آلود از ایستگاه‌های پر از دود متروی مسکو خارج می‌شدند و تلویزیون ملی تصاویر اجساد قربانیان را نشان می‌داد دولتمردان پی به این واقعیت بردند: شورش‌ها شكست نخورده، بلكه ظاهرا قادر به تهدید جدی نه تنها در خاستگاه خود بلكه هم چنین در قلب روسیه است.»[3]
    نویسنده این مقاله همچنین معتقد است: «محل نخستین انفجار یعنی ایستگاه لوبیانکا نشان می‌دهد که این انفجار انتقام جویانه بوده است. این ایستگاه در کنار اف.اس.ب اصلی‌ترین جانشین کا. گ. ب واقع شده است؛ سازمانی که بخشی از برخوردهای خشونت بار کرملین با چچنی‌ها را هدایت کرده است».[4] حتی تحلیلگر روس روزنامه گاردين نیز به این نکته اشاره کرده که «شكي نیست که انتخاب ایستگاه‌ها برای چنین حمله ای بسیار دقیق صورت گرفته است. ایستگاه لوبیانکا، در نزديكي زندان لوبیانکا، زندان اصلی مسکو و هم چنین نزديك سرویس امنیت فدرال  قرار دارد. ایستگاه پارک کولتوری نیز در نزديكي وزارت دفاع و چندین سازمان امنیتی دیگر قرار دارد».[5]
     
    پوتین و انفجارهای مسکو؛ چالش یا سیاستی جدید؟
    بخش دیگری از تحلیل‌های موجود در رسانه‌های غربی بر روی شخص پوتین متمرکز بود. در برخی رسانه‌ها این حوادث شكستي بر سیاست‌های پوتین ارزیابی شده است. برای مثال تحلیل‌گر نیویورک‌تایمز معتقد است «حملات انتحاری در مرکز مسکو، نخست وزیر پوتین را با چالشی جدی در عرصه مبارزه با تروریسم رو به رو کرده. این حملات به نوعی پوتین را مورد حمله مستقیم قرار می دهند. ولادیمیر پوتین شهرت و محبوبیت خود را پیش از هر چیز با مهار جنبش‌های اسلامی در جنوب روسیه و جلوگیری از حملات گسترده‌ی تروریستی در سال‌های اخیر به دست آورد.»[6] اقدامات پوتین شامل این موارد می‌شد: «پوتین در سال 2004 در واکنش به حملات تروریستی به موجب قانونی انتصاب دولتمردان بومی را در مناطق جنوبی روسیه منع کرد، از انتخاب سیاستمداران مستقل در پارلمان جلوگیری کرد و قدرت سازمان های امنیتی را افزایش داد.»[7]
    روزنامه واشنگتن پست نیز به ذکر این مطلب پرداخته که با موفقیت‌های دولت روسیه در مهار خشونت‌ها، بسیاری از شهروندان روسیه درگیری‌ها را بسیار دور می دیدند و بسیاری از آنان روی پوتین به عنوان پایان دهنده خشونت‌ها حساب می‌کردند. این روزنامه به لغو خودمختاری این مناطق توسط پوتین و استفاده وی از تهدیدهای تروریستی برای تحکیم قدرت خود اشاره می‌کند[8] و رابطه این انفجارها با شكست سیاست‌های سختگیرانه پوتین را اینگونه تحلیل می‌کند: «گفته می‌شود این انفجارها در پاسخ به کشته شدن چند تن از رهبران بلند پایه جدایی طلبان چچن به دست نیروهای امنیتی مسکو در هفته‌های گذشته بوده است. کشته شدن هر کدام از این رهبران، پیروزی جدیدی برای رویکرد سخت گیرانه پوتین نسبت به شورش ها در چچن تلقی می‌شد. به ویژه آنکه از شش سال پیش تاکنون چنین حملاتی در روسیه بی سابقه بود».[9] به نوشته این روزنامه در پاسخ به این کشتارها، دوکو عمراف رهبر جدایی طلبان، ماه گذشته در مصاحبه ای ويديويي گفته بود: «خون دیگر محدود به شهرهای ما نخواهد بود. جنگ به شهرهای آن ها هم کشیده خواهد شد. اگر روس ها گمان می‌کنند که جنگ تنها در تلویزیون، و در نقطه دوری به نام قفقاز است که آن ها از آن در امانند، ما به یاری خدا به آن ها نشان خواهیم داد که جنگ به خانه‌های آن ها باز خواهد گشت».[10]
    اما این تنها بخشی از واقعیت است. در بخشی دیگر از مقالات مورد اشاره، تاثیر این حوادث بر سیاست‌های داخلی روسیه مورد بررسی قرار گرفته و تحلیلگران این رسانه‌ها در نهایت آن را موجب سختگیری بیشتر هم در چچن و هم در داخل روسیه ارزیابی کرده اند و این یعنی بازگشت سیاست مورد علاقه پوتین در روسیه. در این روند، مسئولیت حوادث تروریستی به طور مستقیم به مسلمانان افراطی باز می گردد و پیامد عملی آن احتمالا تشدید کنترل ها بر مسلمانان و مناطق جدایی طلب خواهد بود. در سطح جامعه نیز ذهنیت ترس و تنفر از مسلمانان رواج خواهد یافت. روزنامه گاردین در مطلبی از یک نویسنده روس می نویسد: «نخستین واکنش مسکو به این حملات به طور واضح خشم است. نسبت به چه کسی؟ بیش از همه نسبت به چچنی‌ها و اهالی قفقاز شمالی ... بلافاصله اعلام شد که کار یک شهروند قفقازی بوده است. یکی از همسایه‌های من پشت تلفن فریاد میزد: به جای اینکه برایشان پول خرج کنید مسمومشان کنید. و دیگری می گفت: همه شان را از مسکو بیرون کنید، شهر را ببندید؛ آنگاه پاک و امن می‌شود».[11]
    این حوادث بالطبع حمایت گروهی از مردم برای سختگیری‌ها و کاهش آزادی‌ها را به بهانه تامین امنیت در پی خواهد داشت. نیویورک تایمز نیز می نویسد: «این حملات هم چنین می تواند سیاست‌های دمیتری مدويديف، رییس جمهور را که در حمایت از آزادی‌های بیشتر و پلورالیسم دولتی سخن گفته بود، با اشكال مواجه کند. این روزنامه از قول پاول بایو، استاد روس مرکز تحقیقات صلح در اسلو می گوید: «احساس من این است که حملات پایان نیافته است. ما شاهد خشونتهای بیشتری خواهیم بود. اگر چنین شود بار دیگر تلاش برای آزادی و گشودن فضا شكست خواهد خورد و همه خواهان سختگیری‌های بیشتر خواهند شد».
    روزنامه گاردین نیز در ادامه مطلب پیشین خود می نویسد: «این احتمالا تصویری از آن چیزی است که در آینده پیش خواهد آمد. هراس هرچه بیشتر از خارجیان از سوی مردم، که هر تلاشی از سوی سازمان های حقوق بشر را باز هم با مشكلات بیشتری رو‌به‌رو می‌کند. حملات بیشتر به اقلیت‌ها، قفقازی‌ها و سایر غیر‌روس‌ها. تشدید تدابیر امنیتی و نظارت پلیسی هرچه بیشتر. فشار هرچه بیشتر بر مطبوعات و سازمان های غیر دولتی مستقل، نظارت بر اینترنت، و یقینا بالا رفتن نخست‌وزیر در چشم مردم، که در ماه‌های اخیر در حال افول بود».[12] به این ترتیب این نویسنده به نکته جدیدی اشاره می‌کند: برخلاف تحلیل‌های قبلی که این حوادث را شكستي برای سیاست‌های پوتین می‌دانست؛ این تحلیلگر روس آن را موجب بالا رفتن جایگاه پوتين و احساس نیاز به سیاست‌های وی می‌داند.

    نتیجه‌گيري
    حوادث تروریستی در روسیه در رسانه‌های غربی از نگاه دیگری تحلیل می‌شود؛ اصلی ترین دلیل تروریسم در این تحلیل ها ناشی از رفتار های ضد حقوق بشر با مردم و مسلمانان این منطقه بیان می‌شود و البته به تمایل غیر مستقیم دولتمردان این کشور در وقوع چنین حوادثی نیز اشاره می‌شود تا بتوانند نظارت و کنترل ها را افزایش دهند. در این میان آنچه بیش از همه به چشم می خورد تمرکز مسئولیت این حوادث بر روی پوتین است؛ کسی که همواره سیاست‌های اقتدار گرايي را دنبال می‌کرد. در حاليكه با روی کار آمدن مدويديف، وی به باز شدن فضای مطبوعات و آزادی‌ها ابراز علاقه کرد و حتی بعد از وقوع انفجارهای اخیر، در کنار تاکید بر مبارزه با تروریسم، بر لزوم توسعه و پیشرفت این بخش از سرزمین روسیه یعنی چچن برای جلوگیری از رشد تروریسم تاکید کرد. به گفته تحلیلگر روس روزنامه گاردین نیز اگرچه در روسیه، غرب را متهم می‌کنند که به احساسات ضدروسی در قفقاز شمالی دامن می‌زند، تروریست‌های قفقازی را تا حد مبارزان آزادی بالا می برد و از آنان حمایت می‌کند؛ و اینکه دولت برای مبارزه با تروریسم، تدابیر امنیتی را تشدید و آزادی‌ها را محدود خواهد کرد، اما همه این ها متروی مسکو را امن تر نخواهد کرد.[13] به این ترتیب شاید روسیه باید برای مبارزه با تروریسم تدابیر جدیدی منطبق با حقوق انسانی مردم قفقاز و بویژه چچن بيانديشد.

    منابع
    [1].  "NYC activates security plan after Moscow bombings", Daniel Trotta, Mar 29, 2010, Reuters,
    http://www.reuters.com/article/idUSTRE62S33V20100329
    [2].  ibid
    [3].  "Russia braces for terrorism's return as 38 die in subway bombings" , Philip P. Pan, March 30, 2010, The Washington Post,
     
    http://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2010/03/29/AR2010032900007.html
    [4].  ibid
    [5].  "Moscow metro bombing: the backlash begins", Irina Filatova, 29 March 2010, Guardian,
    http://www.guardian.co.uk/commentisfree/2010/mar/29/moscow-metro-suicide-bomb-caucasus
    [6].  "Moscow Attack a Test for Putin and His Record Against Terror" , Clifford Levy, 2010/03/30, The New York Times, http://www.nytimes.com/2010/03/30/world/europe/30moscow.html
    [7]. ibid
    [8]. "Russia braces for terrorism's return as 38 die in subway bombings"op. cit
    [9]. ibid
    [10]. ibid
    [11]."Moscow metro bombing: the backlash begins", op. cit
    [12]. ibid
    [13].  Ibid

بازدید امروز: 511
بازدید دیروز: 870
بازدید از ابتدا: 526333