تبلیغات در اندیشکده روابط بین الملل           برای معرفی کالا و خدمات خود با ما تماس بگیرید .                          ads@irtt.ir      

  • ايران در جامعه هسته اي


    تحليلي بر توليد سوخت هسته اي در گفت وگو با پروفسور هوشنگ حسن ياري

    منبع : روزنامه ايران 6/2/86
        پروفسور هوشنگ حسن ياري، رئيس قسمت سياسي و اقتصادي كالج نظامي سلطنتي كانادا و استاد روابط بين الملل، در ميزگرد برنامه كنكاش، كاري از گروه سياسي شبكه جهاني جام جم، نقطه نظرات خود را درباره پرونده هسته اي ايران عنوان كرد. مشروح گفت وگو را مي خوانيم.
        
        با تأييد دستيابي ايران به مرحله غني سازي صنعتي از سوي آژانس بين المللي انرژي اتمي، به نظر مي رسد شرايط جديدي براي پرونده هسته اي ايران به وجود آمده است. در اين زمينه توضيح دهيد.
        به اعتقاد من عنايت به دو مسأله بسيار مهم است، همين طور كه اشاره كرديد توليد سوخت هسته اي در حد صنعتي به تأييد آژانس انرژي هسته اي رسيده و اين كه ايران ۱۳۱۲ سانتريفيوژ را به كار گرفته است. نكته ديگر، اين كه اگر برگرديم به گذشته نزديك روابط اروپا با ايران در مورد مسأله هسته اي ايران، اروپا همواره خواهان آن بوده كه اين مسأله به شكلي سياسي حل شود، اما از آنجايي كه اين مذاكرات به اشكالاتي برخورد، اين مشكلات باعث شد آمريكا بتواند شكافي در اتحاديه اروپا به وجود بياورد و در نهايت منجر شد به اين كه سه قطعنامه در سازمان ملل تصويب شد.
        آقاي دكتر با توجه به اين كه اروپايي ها نمي توانند مستقل عمل كنند و به اين دليل در اين سال ها پرونده هسته اي ايران فراز و نشيب هاي متعددي را طي كرده و مراحل مهم آن را در گذشته در قطعنامه هاي شوراي امنيت از جمله ۱۶۶۹ ، ۱۷۳۷ و ۱۷۴۷ مي بينيم، شما موضع كنوني اروپا را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ آيا اميدي هست كه اساساً اروپايي ها با توجه به جايگاه خودشان در ديپلماسي جهان بتوانند مستقل در اين زمينه عمل كنند؟
        اين سؤال شما خيلي مهم است. اين برمي گردد به ناكامي هايي كه در گذشته اتحاديه اروپا در ايجاد يك سياست دفاعي و خارجي مستقل از آمريكا داشته و بتدريج اروپايي ها دارند به اين نتيجه مي رسند اگر بخواهند به عنوان يك قدرت مطرح در سطح جهان و در روابط با مناطق مختلف جهان صاحب نفوذ باشند، ناچارند به چنين سياستي و به چنين اتحادي دست پيدا كنند. نكته اي كه بايد مورد توجه قرار داد و ظاهراً اروپايي ها امروز از آمريكايي ها اين تعهد را گرفته اند، اين كه مذاكرات آنها با ايران مورد قبول آمريكايي ها قرار خواهد گرفت و اميد مي رود اين بار از طريق مذاكراتي كه آقاي سولانا با آقاي لاريجاني دارند، بتوان پرونده هسته اي ايران را از وضعي كه امروز با آن روبه روست بيرون آورده شود و درنهايت اگر توافقي ميان ايراني ها و اروپايي ها به وجود بيايد، اين توافق به طور قطع مورد توافق و عنايت آمريكايي ها هم قرار خواهد گرفت. به خاطر اين كه امروز برخلاف آنچه در گذشته وجود داشته و سه قطعنامه اي كه به تصويب رسيده يك نوع اتفاق رأي ميان اروپا و آمريكا به وجود آمده كه در نهايت و در زماني كه اروپايي ها با ايراني ها به مذاكره مي نشينند، اروپا و آقاي سولانا نه تنها از طرف كشورهاي عضو اتحاديه اروپا با ايراني ها به مذاكره مي نشيند، قطعاً خواسته هاي آمريكا را هم مطرح خواهد كرد. در واقع برخي معتقدند نتيجه نهايي اين مذاكرات در صورت پيشرفت علني و جدي مورد موافقت آمريكا هم قرار خواهد گرفت و اگر چنين نشود، در آن صورت بايد انتظار داشت شكافي كه ميان اروپا و آمريكا وجود داشته، خودش را نشان بدهد و در نتيجه ايران بتواند از زير فشارهاي آمريكا خارج شود.
        ايالات متحده آمريكا از مذاكرات آنكارا حمايت كرده است، ولي از نظر سابقه برخورد، اول آمريكايي ها از اين مذاكرات استقبال مي كنند، ولي بعد در انجام مذاكرات كارشكني هاي خاصي را انجام مي دهند تا مذاكرات به يك پايان خوش ختم نشود. در نهايت موجب كارشكني آمريكا مي شود و كارشكني آمريكا موجب خواهد شد كه بتواند از لحاظ امنيتي به افكار عمومي جهاني بگويد باز هم ايران و استقامت ايران در مقابل مقررات بين المللي باعث شد، مذاكرات به نتيجه مطلوبي نرسد. نظر شما در اين زمينه چيست؟
        اين ديد بدبينانه اي هست كه به دليل رفتار گذشته آمريكا قابل درك هست، اما امروز شرايط به شكل ديگري است كه نبايد خواسته اروپا را از نظر دور داشت و ظاهراً چنين اجماعي ميان اروپايي ها به وجود آمده كه پرونده هسته اي ايران بايد از طريق سياسي حل بشود. بنابراين اگر ايران بتواند از مذاكرات پيش روي به خوبي استفاده كند و مرتب جهانيان را در جريان پيشرفت اين مذاكرات قرار بدهد، به طور قطع تا حد زيادي در اين مورد آمريكا با مشكل مواجه خواهد شد. دوم مسأله عراق هست كه امروز اين كشور با مشكلات زيادي روبه روست و اگر به گفته هاي خانم رايس و ديگر مقام هاي آمريكايي توجه كنيم، نشان مي دهد آمريكايي ها خواستار اين هستند كه مشكل هسته اي ايران به شكل ديگري حل شود و تجربه عراق تكرار نشود. در اين راستا باز جاي تأمل هست، امروز كنگره آمريكا، كنگره با اكثريت دموكرات ها است كه بر خلاف كنگره گذشته كه با اكثريت جمهوريخواهان روبه رو بوده، اين كنگره خواهان اين هست كه بيشتر اين مسائلي كه آمريكا با جهان خارج دارد از طريق ديپلماتيك حل شود.
        يكي از كارهاي مثبت كه به نظر من در چند هفته اخير از جانب برخي مقام هاي ايراني نشان داده شد، استقبال بعضي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از گفته هاي اطرافيان خانم پلوسي رئيس مجلس نمايندگان آمريكا براي سفر به ايران است. اين مسأله ضمن نشان دادن خواست ايرانيان براي حل مشكلات فيمابين از طريق سياسي مي تواند تا حدود زيادي نومحافظه كاران و ديگران را در داخل دولت آمريكا و نظام سياسي آمريكا منزوي كند. بنابراين ابزارهاي مختلفي به اعتقاد من در اختيار دولت ايران هست كه در صورت استفاده بهينه از آنها مي تواند مسأله را به شكل ديگري پيش ببرد.
        مذاكرات سولانا و لاريجاني مي تواند چه پيامدهاي عملي را به دنبال داشته باشد؟
        امروز مسائل جهاني آنقدر به هم گره خورده اند كه جدا كردن آنها از هم مشكل است. يك توفاني در جنوب آمريكا در مي گيرد قيمت نفت بالا مي رود و مشكلات اقتصادي را پديد مي آورد. بنابراين، اين وابستگي را بايد مد نظر داشت. در مورد اين كه چه پيامدها و انتظاراتي از اين مذاكرات مي توان داشت، بستگي تام دارد به اين كه اختيارات لاريجاني و سولانا در اين مذاكرات تا چه حد هست. در اخبار گفته شده و در فايننشيال تايمز هم مقاله هايي در مورد سخنان آقاي صادق خرازي نوشته شده كه آقاي دكتر لاريجاني از مقام هاي ايراني براي مذاكره با آقاي سولانا اختيارات بيشتري كسب كرده است. انتظار مي رود در اين مذاكرات نتيجه مثبت تري نسبت به گذشته به دست بيايد. بايد تأكيد كنم كه مذاكرات يك روند هستند و بازدهي بسيار سريعي نمي توانند داشته باشند و از طرفي به موازات چنين امري مهلت ۶۰ روزه شوراي امنيت هم به پايان خواهد رسيد و احتمالاً وارد قطعنامه جديدي خواهيم شد. آنچه مهم هست، اين كه آقاي لاريجاني و سولانا بتوانند خشت اول بنايي را بگذارند كه به دنبال آن مسأله هسته اي ايران به عنوان يك واقعيت از جانب كشورهاي عمده جهاني پذيرفته شود. از سوي ديگر تضمين هاي كافي از جانب ايران به اين كشورهاداده شود كه همان طور كه ايراني ها بارها اعلام كرده اند برنامه هسته اي ايران صرفاً براي مصارف صلح آميز است و لاغير، به تدريج در شرايطي كه امروز جهان در آن قرار دارد، شرايط داخل آمريكا، رابطه اروپا و آمريكا، شرايط داخلي ايران، ايران و جهان پيراموني، آمريكا در عراق و افغانستان و غيره مي شود، انتظار داشت كه به تدريج تمام كشورهاي صاحب منصب در مورد پرونده هسته اي ايران به اين نتيجه برسند كه بعد از اين همه آزمون بايد راه جديدي را آزمايش كرد و آن اين است كه بايد ايران را در جامعه هسته اي جهاني بپذيرد و در نهايت اين مذاكرات حاصلي كه خواهند داشت، اين باشد كه ايران در چارچوب NPT و با حضور ناظران و بازرسان جهاني كارش را انجام دهد و از طرفي اين بازرسان و جامعه جهاني هم حقوق ايران را به رسميت بشناسند.
        اگر در يك مرحله اين دو خواسته به هم گره بخورند، مسأله هسته اي ايران از مشكلي كه در آن دچار هست، خارج خواهد شد و از اين بار سياسي عمده اي كه بر اين پرونده سايه افكنده، نجات پيدا خواهد كرد.
        حرف آخر اين كه به اعتقاد من، مسأله هسته اي ايران يك مسأله سياسي است تا اين كه فني و يا تكنيكي. اين مسأله سياسي گره كارش در روابط دوجانبه ميان ايران و آمريكا است، تا زماني كه اين روابط به نوعي حل نشود، ما با اين مشكل مواجه خواهيم بود.

بازدید امروز: 633
بازدید دیروز: 1910
بازدید از ابتدا: 496749