-
جستاری پژوهشی درسیاست، قدرت ونابرابری (بخش دوم)
حبیب عشایری, کارشناس سیاسی
5- واکاوی انقلابها:
اندیشکده روابط بین الملل _"انقلاب در درجه نخست مبارزه ای خشونت بار و کم و بیش طولانی برای قبضه قدرت دولتی است که درصورت موفقیت موجب دگرگونی درساخت قدرت ونهادهای سیاسی وگروه حاکمه می گردد ودوم اینکه منازعه انقلابی منازعه ای است که درآن بخش عمده ای ازجمعیت به صورتی موثر بسیج میشود وسوم اینکه تفاوت معناداری میان شورش های انقلابی وشورش های نظامی وجوددارد زیرا درشورش های انقلابی گروه های درگیردرنزاع قدرت عمدتا خارج ازدستگاه قدرت قراردارند ومیزانی ازمشارکت وبسیج توده ای که مستلزم رهبری،ایدئولوژی وسازمان است صورت می گیرد ازاینرو منازعه کم وبیش طولانی میشود اما درشورش های نظامی بخشی ازنیروهای نظامی برای قبضه قدرت اقدام می نمایند ودرآنها مشارکت وبسیج توده ای صورت نمی گیرد ومنازعه چندان طول نمی کشد ضمن آنکه نوع رهبری وسازمان متفاوت است"5تاملی درتاریخ انقلاب های مغرب زمین وسیرکنکاوانه درآنچه که برآن کشورها ازدیروز تاامروز گذشته است حاکی ازارتقاء جایگاه بین المللی دول غربی درعرصه های مختلف سیاسی-اقتصادی است . تاآنجا که پیشرفت موزون درزمینه های گوناگون صنعتی والکترونیکی موجب شکاف عمیق آنها باکشورهای پیرامونی گردیده است به عبارت دیگراکثریت قریب به اتفاق کشورهای جهان بویژه درآسیا ،افریقا، امریکای لاتین واروپای خاوری عملا تبدیل به بازار عرضه محصولات صنعتی ومصرفی دول مغرب زمین گردیده اند.دراین عرصه رقابت فشرده ای میان کشورهای توسعه یافته درجهت تصاحب بازارهای مشرق زمین ازطریق ارائه تولیدات باکیفیت وارزان بوجودآمده است .آنچه که حائز اهمیت است اینکه ملل مغرب زمین باپشت سرگذاشتن قرون وسطی وتجربه رنسانس بانی انقلاب هایی شدند که نه تنها مردم آن جوامع راازظلم وستم دیکتاتورها رهانیدندبلکه بابرچیدن نظام انکیزاسیون (تفتیش عقاید) پایه واساس آزادیهای مدنی رادرمغرب زمین نهادینه نمودند.حتی باانتشار پیام اصلی انقلاب خودبه سایرنقاط جهان ضمن انتقال تجربیات آزادیخواهی باتکیه بر پشتوانه های صنعتی وکشاورزی الگوی مناسبی برای انعکاس مفاهیمی ازقبیل :دموکراسی،لیبرالیسم ،مدرنیسم و...درجوامع عقب مانده شدند.درمقابل مادرادوارمختلف شاهد وقوع انقلابهای رنگی وایدئولوژیک درکشورهای درحال توسعه بودیم به گونه ای که این کشورها باتجربه نکردن اتفاقات مهمی مانند قرون وسطی وعصرنوزایش فکری صرفابااتکاء به رویکرد ایدئولوژیک دست به انقلابات مختلفی زدند که باگذشت زمان ناکارامدی رهبران آنهادرعرصه سیاست مبرهن گردیده است.حتی تاریخ گواه آنست که سرنوشت سیاسی-اقتصادی این کشورها قرین توفیق نبوده ودربسیاری ازمواقع منتج به استبداد ودیکتاتوری بلامنازع شده است."ساموئل هانتینگتون درکتاب سامان سیاسی درجوامع دستخوش دگرگونی می گوید : انقلاب اساسا درجوامعی رخ می دهد که ازیکسو شاهد افزایش
مشارکت وبسیج سیاسی گروه هایی هستند که پیشتر ازصحنه سیاست خارج بوده اند وازسوی دیگر فاقدنهادهای سیاسی لازم برای جذب این مشارکت هستند . به نظرایشان دراین جوامع نوسازی سیاسی رخ داده است اما توسعه سیاسی هنوزواقع نشده است"6
6- جامعه مدنی پیش نیاز توسعه :
"جامعه مدنی به وضعیتی اطلاق میشود که ابناء بشر اززندگی دروضعیت طبیعی فاصله گرفته وروابط خودرا برپایه خردوقانون نظم بخشیده باشند."7 به عبارت دیگر جامعه مدنی بطوراخص ازاجزا وعناصر نظام مبتنی بر حاکمیت مردم برمردم تعریف وتبیین می گردد . اصولا شهروندان درلوای جامعه مدنی وآزادیهای قانونی قادربه ایفای نقش خوددرعرصه های مختلف می باشند.فقدان آن عارضه بزرگی دراستیفای حقوق حقه شهروندان تلقی می گردد .جامعه مدنی بعنوان شالوده دموکراسی درجوامع قلمداد می گردد . مصادیق بارز آنرا می توان درآزادی بیان،قلم،برگزاری آزادانه اجتماعات وتجمعات سیاسی وصنفی،برخورداری مردم ازسایرحقوق شهروندی خلاصه نمود."مفاهیم ومولفه های متعددی درتحقق یک جامعه مدنی مشارکت دارند.یکی از این مولفه ها داشتن یک پشتوانه مبتنی برفلسفه سیاسی است که مقولاتی چون انسان سیاسی وتعاملات اجتماعی انسان وهمچنین نگاه تحلیلی به تولید وتوزیع قدرت وامثالهم رامورد بحث وبررسی قراردهد وبتدریج گفتمان شایسته ای رافراهم سازد."8 بنابراین بدون هیچ شک وشبهه ای یگانه طریق امکان برقراری حاکمیت مردم برمردم وایجادنظام مبتنی بر اندیشه مردم سالاری جزازطریق نهادینه کردن فرهنگ جامعه مدنی درقوانین وبرنامه ها میسرنیست .برای تحقق آن لازم است تاحاکمان سیاسی باشرکت دریک انتخابات آزاد برخواسته ازرای مستقیم مردم باشندواعتقادعمیقی به مفاهیم دموکراسی ازقبیل :جامعه مدنی داشته باشند. دراین صورت مسیرحرکت جامعه به سمت توسعه هموارخواهدشد والبته دستیابی به اهداف مورد نظر تسهیل وتسریع میشود.
"تحمل وتسامح زیباترین جلوه های مدنیت هستند. دریک جامعه توسعه یافته ومتمدن انسانها آموخته اند که هنگام موافقت تملق نورزند ودرزمان مخالفت فرهنگ وزین مخالفت را به نمایش گذارند وفطرت وآزادگی انسانهارا محترم شمارند."9 همچنین " رژیم های خودکامه بدون اعتقاد به ویژگیهای جامعه مدنی استالین وار وهیتلروارروشنفکررا دشمن اصلی وقسم خورده خودمی داند. زیراروشنفکریعنی کسی که برای خودشخصیت فکری قائل است ومی تواند سوسیالیست ،لیبرال یا کمونیست باشد اما نمی تواند بندگی فکری انسان دیگری را بپذیرد وزیربار مکتبهای قائم به شخص برود. خواه نام آن مارکسیسم باشد یا لنینیسم یااستالینیسم یا مائوئیسم یاهرچیزدیگر، اومی خواهد نظری داشته باشد وهمین کفرومایه مرگ است."10
7- تاملی درجنبش های مدنی:
فعالیت آزادانه احزاب وتشکل های مختلف سیاسی درعرصه انتخابات ریاست جمهوری ،مجالس قانونگذاری وشوراها بعنوان یک اصل مهم درتمرین دموکراسی ونمادی سیاسی درجنبش های مدنی قلمداد می گردد. به گونه ای که هرکدام ازاین تشکل ها درچارچوب قوانین باتوسل به رویکرد ایدئولوژیک خاص حامل مانیفست حزبی خوددرزمینه های گوناگون سیاسی،اقتصادی،فرهنگی واجتماعی می باشندبطورحتم عرصه انتخابات فرصت مناسبی برای ارائه دیدگاه ها وبیان نقطه نظرات سیاسی مختلف ازسوی سران احزاب وتشکل های سیاسی است.ازاینرو تحقق این ایده مستلزم برگزاری آزادانه تجمعات وجلسات مردمی است تاازاین طریق بابیان نظرات وایده های مختلف امکان داوری وقضاوت برای مردم فراهم گردد دراین صورت بدیهی است بااعتماداکثریت مردم شرایط لازم جهت برقراری حاکمیت مردم تضمین می گرددوازبروزوظهور سلایق شخصی واعمال اقتدارگرایی جلوگیری میشود. دراین اثنا رشدونمو جنبش های مدنی مانند:جنبش های کارگری،صنفی،زنان،دانشجویی و.... که عمدتا حاصل فعالیت های حزبی وفضای بازسیاسی است ضمن بسترسازی لازم جهت استیفای حقوق اقشارمختلف اجتماعی،چارچوبی مدنی برای انعکاس مطالبات ودرخواست های واقعی آنها به حاکمان ودولتمردان می باشد. تادرصورت وجودضعف دررویه های جاری وکم توجهی به مطالبات مردم اهتمام لازم بمنظور ارتقاوبهبود رویه ها وتغییرقوانین موجود باهدف تامین منافع ملی بعمل آید."بعبارت دیگرتوسعه نیازمند اندیشه جمعی است ودستیابی به اندیشه جمعی نیازمندحضوردرقلمرو دیالوگ است. برای ورود به فرایند دیالوگ نیازمند اندیشه انتقادی هستیم."11 البته درخصوص فعالیت جنبش های مدنی مصادیق متعددی وجودداردولی دراین ارتباط می توان به :"اتحادیه زنان فرانسه ،اتحادیه خانه داران ونظائر آن درزمینه اجتماعی که دارای اقدامات برجسته ای درمبارزه علیه حلبی آبادها، الکلیسم و... می باشند ودرایالات متحده امریکا
اتحادیه زنان رای دهنده که وظیفه پرورش مدنی زنان رای دهنده راتوسعه می بخشد وطرح های قانونی رادرجهت تساوی زن ومرد پشتیبانی می کند اشاره نمود."12
8- نخبگان سیاسی عامل بازدارنده توسعه سیاسی:
آندسته ازنخبگان سیاسی که بازیرپاگذاشتن حقوق مردم واعمال زوروسرکوب براعتراضات مدنی اقشارمختلف اجتماعی، سمبل دیکتاتوری واعمال حاکمیت مستبدانه می باشند بلاشک وجودآنها چالش جدی درحصول به توسعه سیاسی وحتی سایرمولفه های توسعه تلقی می گردند. ازمهمترین دلایل درتداوم این چرخه باطل می توان ازعدم برگزاری انتخابات آزاد ودسیسه حاکمان دراعمال فضای تغلب وتغییرمرموزانه آراء عمومی به نفع جریان سیاسی حاکم یادکرد. درصورتیکه این فرایند بصورت ظالمانه دررفتارسیاسی حاکمان متبلورگردد بی گمان تمام امیدها برای رهنمون کردن کشور درجهت توسعه یافتگی تبدیل به یاس گردیده وچندی بعد رخوت ودلمردگی بصورت فزاینده ای دربین فعالین سیاسی حاکم خواهدشد. به تبع آن اعتمادعمومی برای مشارکت آتی مردم درعرصه های سیاسی کاهش می یابد.
9- دولت رانتیر:
بعنوان یکی از مشخصه های برجسته دولت رانتیر می توان به تسلط آنان بروسایل ارتباط جمعی مختلف بویژه بررسانه های دیداری وشنیداری اشاره نمود. براین اساس "درحکومتهای استبدادی معمولا وسایل خبری همه گیر درانحصار دولت است این وسایل تبلیغات دولت راپخش می کنند تبلیغاتی که همراه با قدرت پلیس پایه اساسی قدرتند. هدف این تبلیغات گرفتن بیعت یکپارچه شهروندان به سود حکومت است."13 چه بسا دولتهایی که بااتکا به درامدهای نفتی سرشار ضمن جذب منابع ارزی فراوان باقبضه امتیازات وانحصارات ناشی ازفروش نفت امکان رانت منابع حاصله رابرای خودوسایرهواداران فراهم می نمایند. درطی سالیان متمادی باطرح شعارهای عوام فریبانه وغیرعملیاتی وبابهره گیری ازفضای رانتی ودستیابی به منابع سرشار حاصل ازقدرت سیاسی ضمن گشایش حساب های ویژه دربانک دول اروپایی وخارج نمودن ارزملی امکان تقویت اقتدارسیاسی گروه های حامی خودرا تسهیل می نمایند.علاوه براین دولتهای رانتیر همواره ازفرصت حضور درعرصه قدرت سیاسی درجهت تامین اهداف حزبی وگروهی کمال بهره برداری را می نمایند.دراین اثنا قوانین بسیاری رادرجهت تغییررویه های جاری وباهدف تامین مطامع سیاسی وشخصی نادیده گرفته وحتی زیرپامی گذارند. ضمن آنکه باگماردن افرادهمفکر درمناصب وپست های کلیدی اهداف حزبی خودرابه نحوبهینه محقق می بخشند.
- شنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۸
- اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
- تعداد بازدید : 364
- نسخه مناسب چاپ
- ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران
دیگر عناوین :