-
دموكراسي وتروريسم - بخش دوم
پژوهشگر: ولی الله میلادی گرجی
کارشناسی ارشدروابط بین الملل
دموکراسی به مثابه مبارزه با تروریسم: (آیا دموکراسی تروریسم را کاهش میدهد؟)
دیدگاه سیاستمداران آمریکا بعد از 11 سپتامبر بر این امر مبتنی است که توسعه دموکراسی باعث افزایش امنیت میشود و از پیدایش تروریسم جلوگیری میکند و اساس امنیت در خاورمیانه توسعه دموکراسی است. بنابراین بحث جدید در مورد رابطه بین دموکراسی و امنیت حول دو ساله است. آیا فقدان دموکراسی علت اصلی تروریسم است یا اینکه دموکراسی توانایی دولتها را برای مقابله موثر با تروریستها را محوری میسازد. و آیا بین تروریسم و نوع رژیم رابطه وجود دارد. در این مورد انور ابراهیم معاون سابق نخست وزیر ملزی اظهار میدارد که بنلادن و پیروان او محصول نامیدی هستند. آنها اهل کشورهایی هستند که در آنجا مبارزات سیاسی صلحآمیز بیمعنا است و در بسیاری از کشورهای اسلامی مخالفت سیاسی غیرقانونی است. (6) ویژگیهای عاملین 11 سپتامبر نظر به انور ابراهیم را تایید میکند. آنها محصول تنفر شدید از حکومتهای خود و سلطه آمریکا هستند. بن لادن به دلیل تنفر شدید از آمریکا و شیوه-های مستبدانه خاندان آل مسعود تروریسم را انتخاب کرده و گرایشات ضدآمریکایی افرادی مثل بن لادن را در جهان پدید میآورد در حکومتهای اقتدارگرای خاورمیانه رشد میکنند. (7)اگر فقدان دموکراسی علت پیدایش تروریسم است. آیا دموکراسی باعث جلوگیری و از بین رفتن خطر تروریسم میشود؟ برخی از طرفداران دموکراسی در جهان اسلام امید دارند که با دموکراسی بیشتر و حمایت بیشتر از دموکراسی میتوان جلوی انحراف محرومیتهای عمومی را گرفت و احتمال توسل جشن جوانان آسیبپذیر و ناراضی به خشونت و ترور را کاهش داد. پیتسوان وزیر امور خارجه سابق تایلند به عنوان مسلمان و از رهبران دموکراسی خواهی در جنوب شرقی آسیا اعتقاد دارد که دموکراسی از طریق افزایش موقعیت هماهنگی بین قومی در جوامع چند فرهنگی باعث کاهش خطر تروریسم میشود. (8) از آنجا كه نو محافظه كاران آمريكا بنياد گرايي اسلامي يا راديكاليسم اسلامي را در منطقه خاورميانه باعث رشد تروريسم ميدانند قرآن را تعمديدي بر امنيت خود ميدانند و بايد با آن مبارزه كرد. اما درمورد اينكه منشاء بنيادگرايي اسلامي يا راديكاليسم اسلامي كجاست و 2 آيا اين امر محصول رشد تروريسم است. بحثهاي وجود دارد. هر چند در مورد بنيادگرايي اسلامي و اسلام گرايان راديكال تمايز وجود دارد كه به دنبال يازدهم سپتامبر اهميت يافتهاند. بنيادگرايان اسلامي از روي انگيزههاي مذهبي عمل ميكنند و در صدد احياي نوعي از اعمال مذهبي متصور و اصيلترند و اسلام گرايان راديكال نظير اسامهبن لادن بر ضرو رت توسل به خشونت براي تحقق اهداف سياسيشان تاكيد دارند. اوليويه روئا در كتاب خود اسلام جهاني شده در مورد اسلام راديكال يا جهادگرايان بحث استادانهاي از را مطرح كرد. به اعتقاد او دينداري خالص اسلامي همواره در فرهنگ ملي يا محلي ريشه دارد و در شرايطي كه آموزه ديني جهانشمول را مجموع عادات، آداب و رسوم و عوامل محلي ديگر جرج و تعديل ميكنند و مورد حمايت صاحبان قدرت سياسي محلي قرار ميگيرند.
اين نوع دينداري ريشه پديده تروريسم نيست. و اسلامگرايي و شاخه راديكال آن محصول چيزي است كه اوليويه روئا آن را سرزمين زدايي اسلام مينامد يعني آحاد جوانان مسلمان ريشههاي فرهنگي خود را دست داده و از جامعه كشورهاي غير اسلامي رها شدهاند و اين مساله روشن ميكند كه چرا سر منشاء بسياري از اسلام گرايان راديكال غرب است ونه منطقه خاورميانه (9) لادن و رؤيا برومند مورخ چنين بحثي را مطرح كردهاند. آنان استدلال ميكنند كه شماري از اسلام گرايي راديكال درواقع ايدههاي اسلامي نيستند بلكه ريشههاي آن غربي است. اگر به افكار متفكران سياسي پيشرو كه ايدئولوژي القاعده را نظير حسن البنا و سيد قطب رهبر اخوان المسلمين شكل دادند آموزه منحصر به فرد التقاطي خواهيم يافت كه ايدههاي اسلامي را با ايدههاي غربي كه از راست و چپ افراطي اروپاي قرن بيستم به عاريت گرفته، در هم آميختهاند. (10) فوكوياما استدلال ميكند كه چالش اسلام گرايان امر بديع نيست وچرخش سريع مدرنيته هميشه با افراط گرايي همراه بوده است و همچنان كه در نسلهاي قبل هم جوانان به ايدئولوژي آثارشيسم و بلئوسيم ميگرويدند. علاوه بر اين اسلامگرايي افراطي همان قدر پديده مذهبي است، محصول مدرنيته و جهاني شدن است و به صرف ممانعت از مسافرت مسلمانان به اكناف جهان و انقطاع آنها از فرهنگشان از شدت وحدت اسلامگرايي افراطي كاسته نخواهد شد. از نظر او نظريههاي ساده انگارانهاي كه مشكل تروريسم را با مذهب يا فرهنگ منتسب ميكنند، نه تنها نادرستاند بلكه اوضاع را وخيمتر ميسازند (11) بنابراين با تغيير وضعيت خاورميانه از طريق صدور دموكراسي غربي به كشورهاي نظير مصر و عربستان مساله تروريسم حل نخواهد شد. چرا كه مهاجمان يازدهم سپتامبر درجوامع مدرن و دموكراتيك زندگي ميكردند و در اثر فقدان دموكراسي در جوامع محل تولد خود و يا نياكانشان از خود بيگانه نشدهاند. و بنابراين مساله تروريسم كه مشكل مهمتر اروپاست صرف نظر از آنكه در جهان اسلام ميگذرد همچنان ادامه دارد.
و مشكل دموكراسي به اعتقاد فوكوياما همچنان درداخل اروپاست. كشورها اروپائي نظير هلند يا بريتانيا بايد سياستهاي چند فرهنگي خودكه نتيجه منفي دارند، تغيير دهند يعني سياستهايي متضمن افراط گرايي است. و همچنين بايد در تعاريف خود از هويت ملي بازنگري كنندتا شمار بيشتري از مردم غير اروپائي را در بر گيرد.(12) چرا كه چنين سياستهائي خود محصول افراط گرايي اسلامي بود و سبب بمبگذاران مادريد، لندن و مهاجمان يازدهم سپتامبر همگي در اروپا بودند و اين خود نشانگر آن است كه ريشه اصلي افراطگرايي اسلامي معاصر نه در خاو رميانه بلكه اروپاي غربي نهفته است. در مورد اینکه حکومتهای دموکراتیک استعداد کمتری برای تروریسم میدهد یا بین نوع رژیم (دیکتاتوری یا دموکراسی) و تروریسم رابطهای وجود دارد. باید گفت که طبق گزارش سالیانه دپارتمان دولتی (نمونههای تروریسم جهانی) بین سالهای 2000 و 2003 بیشتر حوادث تروریستی در کشورهای آزاد یا دموکراتیک رخ داده است. طبق این گزارش در بین این سالها 203 مورد حملههای تروریستی در هند رخ داده است و چین به عنوان پر جمعیتترین کشور دیکتاتوری حملات تروریستی در بین این سالها خیلی کمتر از هند بوده است و شواهد مستندتر هم رابطه بین نوع رژیم و تروریسم هم نشانی میدهد که در دهه 70 و 80 بیشتر گروههای تروریستی در کشورهای دموکراتیک پدید آمده و حتی دموکراسیهای اسرائیل و ترکیه گروههای تروریستی خودش را به وجود آورد. بنابراین هیچ دلیل نیرومند تجربی بری رابطه میان دموکراسی یا هر نوع حکومت دیگری و تروریسم وجود ندارد. جسیکا استرن در مطالعه قابل تعییناش در این مورد استدلال میکند که دموکراتیزاسیون لزوماً بهترین راه مبارزه با افراطگرایی نیست زیرا گذار به دموکراسی این طور شناخته شده است که دوران آسیبپذیر خاصی را موجب میشود که دولتها را کاملاً درگیر میکند. و تروریسم از سرچشمههای دیگری خبر شکل حکومت نشأت میگیرد.
(13) دلیلی وجود ندارد که جهان عرب دموکراتیک نه به خاطر دموکراتیکتر بودنش تروریستهای کمتری را پرورش دهد. بنابراین مورد آمریکا اسرائیل و هند نشان میدهد که وجود حکومتهای دموکراتیک باعث مصونیت از تروریسم فراملی نمیشود. توماس هامر دیکسون معتقد است که کشورهای غربی به خاطر پیچیدگی پیشرفت و همبستگیشان و تمایلشان به تمرکز بر زیر ساختهای حیاتی در محدوده جغرافیایی کوچکی در مقابل تروریسم آسیبپذیر هستند. (14) علاوه بر این 11 سپتامبر نشان داده که دموکراتیکسازی احتمالاً باعث تضعیف توانایی حکومتهای دموکراتیک جدید مثل اندونزی، فیلیپین برای مهار تروریسم تهدید میگردند و در مقابل تروریسم بسیار آسیبپذیر هستند. معمولاً روند دموکراتیکسازی را علت ناتوانی اندونزی در تکرار تجربه مالزی و سنگاپور در سرکوب تروریستها میدانند. (15) به نظر میرسد تروریسم ریشه در عواملی مشخص تراز شکل حکومت دارد. و اگر خاورمیانه به دموکراسی هم است پیدا کند به آمریکا در سیاستهای مهم گذشته مانند محدود کردن تروریسم، روند صلح، حفظ امنیت و تضمین ثبات همکاری نخواهند کرد. همانطوری که انتخابات اخیر در جهان عرب نشان داد و ورود دموکراسی به انجام دولتهای جدید اسلامی را بر سر کار آورد که در مقایسه با دولتهای خودکامه موجود، تمایل کمتری به همکاری با آمریکا دارند و تمایلی به اهداف سیاست خارجی در منطقه ندارند. مشکل دموکراسی در جهان عرب این است که آمریکا دولتهایی را که با دموکراسی برای اعراب بر سر کار خواهد آورد نمیپسندد. اگر فرض کنیم دولتهای دموکراتیک بیش از رژیمهای موجود دیدگاههای مردم را نمایندگی میکنند. در این صورت روند دموکراتیزاسیون در جهان عرب دولتهایی با سیاست خارجی ضدآمریکایی ایجاد خواهد کرد طبق نظرسنجی موسسه بینالمللی زاگمبي در سال 2003 برخی کشورهای عربی شد، اکثریت قابل توجهی گرایش بسیار مخالف و تا حدی مخالف با آمریکا دارند.
(16) بنابراین ایجاد دمکراسی و مدرنیزه کردن در خاورمیانه، راهحل مشکل تروریسم نیست. بلکه باعث بدتر شدن وضع در کوتاه مدت میشود. رادیکالیسم اسلامی، خود محصول مدرنیزه شدن و ناشی از بحران بیهویتی است که در جامعه در حال انتقال انجام میشود. و این امر که تروریستهای 11 سپتامبر همگی در اروپای دمکراتیک رادیکال شده و با همه اعتقادات دمکراسی آشنا بودند بنابراین دمکراسی بیشتر به معنی بیگانگی، رادیکالیسم و متأسفانه تروریسم بیشتر است. (17)
نتیجهگیری:
حوادث 11 سپتامبر دموکراتیزاسیون در خاورمیانه را به امنیت ملی آمریکا پیوند و رهبران آمریکا به این باور رسیدند که دموکراسی در جهان اسلام امنیت آمریکا را بالا میبرد. و بر این اعتقادند که برای تثبیت هژمونی آمریکا چه در سطح جهانی و منطقهای تحقق دموکراسی در منطقه خاورمیانه ضرورت دارد. اما در این نوشتار به این استنباط امیدیم که این فرض اشتباه است که دموکراسی تروریسم را کاهش دهد. چرا که براساس آمار و شواهد اکثر حملات تروریستی در کشورهای دموکراتیک مانند هند رخ داد که این مسأله چشمانداز فقدان دموکراسی و تروریسم را به چالش میکنند. و تروریسم ریشه در عوامل مشخصتر از شکل حکومت دارد و ریشه تروریسم پیچیدهتر از آن است که تحقق دموکراسی تروریسم را کاهش داد. مراکز منطقه خاورمیانه به دموکراسی هم دست پیدا کنند. دولتهای اسلامی بر سر کار خواهند آمد که تمایلی به همکاری در حل و فصل منطقه ندارند. و مساله تروريسم را حل نخواهد كرد و اين در كوتاه مدت اوضاع را وخيم ميكند و تروريستهاي يازدهم سپتامبر در جوامع غربي خود را بيگانه يافتند و در اثر فقدان دموكراسي در جوامع خود بيگانه نشدهاند. روی کار آمدن دولت اقتدارگرای شیعه در عراق یا حماس در فلسطین نمونه آن میباشد. این مسأله در واقع ایده دمکراتیزاسیون در جهان را به چالش کشاند. و به نظر میرسد دمکراتیزاسیون مبارزه موجود تروریستها علیه آمریکا را پایان نخواهد داد. بنابراین مسایل و چالشهای دموکراسی بعد از 11 سپتامبر، از نظریه صلح دموکراتیک را به چالش کشاند. و دموکراتیکسازی احتمالاً باعث تضعیف حکومتهای دموکراتیک برای مهار تهدید تروریسم میشود. و سیاست دموکراتیکسازی در خاورمیانه در کوتاه مدت میتواند به احساسات ضدآمریکایی در منطقه افزایش دهد.
منابع:
1 ـ حسین دهشیار، دموکراسی علیه تروریسم، روزنامه شرق، 24/4/83.
2- Robert jervis, Understanding the Bush doctriner Poltical Secience Quarter, Vol, 1187, 2003.
3 ـ حسین دهشیار، هابزهای لیبرال در سیاست خارجی آمریکا و ترویج دموکراسی در خاورمیانه، فصلنامه مطالعات خاورمیانه، بهار 84،
4- Michael Faut, Democracy Promtion as a World Valuer the Washington Quarterly, vol 28, Winter 2004, 5.
5- Ibid.
6 ـ آمیتا و آچاریا، امنیت و مطالعات امنیتی پس از 11 سپتامبر، ترجمه نادر پوزآخوندی، گزارش پژوهشی پژوهشکده مطالعات راهبردی، سال 83.
7 ـ همان منبع.
8- Shaha Aliriza and Leail Hamad, Atime to Holp Mideast Democrats, international Herald Iribunc, 20-21 Tober 2001, p6.
9- olivier Roy، globalized Islam: the search for a new ummah، newyork: columbia university press، zoo4.pp20-25
10- ladan and Roya Boroumand، terror Islam ، and democaracy، sournal of demo Caeacy، Vd13، no2، 2oo2 p6-10
11- فرانسيس فوكوياما، امريكا بر سر تقاطع، دموكراسي، قدرت و جريان نو محافظه كاري، ترجمه مجتبي اميري وحيد، نشر، تهران، سال 86، ص 113-112
12- همان منبع، ص 28-27
13- گرگوری گاوس، آیا دموکراسی میتواند تروریسم را متوقف بکند؟ www, Movablettype 206, 2006,
14- Thomas Homer – Dixon, the Rise of Complex Terrorism, foreign pdicy, January 2002.
15 ـ آمیتا و آچاریا، همان منبع.
16 ـ گرگوری گاوس، همان منبع.
17 ـ فوکویاما، همان منبع، ص 114
- سه شنبه، ۹ بهمن ۱۳۸۶
- اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
- تعداد بازدید : 1414
- نسخه مناسب چاپ
- ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران
دیگر عناوین :