-
ايران، كليد توسعه پايدار اكو
منبع: روزنامه ايران > شماره 3723 5/6/86
نويسنده: امير آشتياني
چهار هزار سال قبل از ميلاد مسيح سومري ها كه براي نخستين بار از چرخ براي سهولت در فعاليت هايشان استفاده كردند، گمان نمي كردند اين اختراع بشر، سر منشأ تحول هاي بزرگ اقتصادي در قرون آتي باشد و به اساس مبادله هاي اقتصادي بدل شود. همان طوري كه وقتي ۴۴ سال پيش بنيان گذاران آر.سي.دي سنگ بناي اكو را گذاشتند هرگز فكر نمي كردند روزي پيكره سياسي بلوك شرق از هم بپاشد و چند تكه از آن به سازماني كه آنها ايجاد كردند بپيوندد و يك بلوك اقتصادي منطقه اي ايجاد كند.
اما در آن زمان در استانبول تركيه كه در سال ۱۳۴۳ پس از يك سال بررسي نخستين جلسه اين سازمان نو پا با حضور ۳ كشور ايران، تركيه و پاكستان برگزار شد و در پايان بيانيه اي با ۱۱ بند به تصويب رساندند كه مهم ترين آن مربوط به مسائل حمل و نقل ميان كشورهاي عضو و مبادله هاي ميان آنها بود.
از آن سال ها به بعد به خاطر موقعيت استراتژيك كشورهاي عضو و اتفاق هاي سياسي مسأله حمل و نقل و مشكلات و موارد مربوط بدان هميشه مورد بحث سران اكو بوده و هست به طوري كه پيوسته در راستاي افزايش كيفيت و نوع خدمات كشورهاي عضو گام برداشته اند.حتي دبيركل سازمان همكاري اقتصادي (اكو) در اين رابطه گفته: «تصميم هاي اعضاي اكو بايد اجراي موافقتنامه هاي آن را تسريع و ما را به هدف يكپارچه سازي اقتصاد منطقه اي نزديك كند.» وي بلافاصله خواستار تسريع ساخت طرح خط اصلي ترانس آسيا براي قطارهاي باري و مسافربري استانبول- آلماتي شده است كه نشان از اهميت اين مبحث در ميان مديران و مسئولان اكو دارد.
اما سازمان اكو از زمان تأسيس تاكنون توجه ويژه اي به توسعه بخش حمل و نقل و ارتباطات در ميان كشورهاي عضو كرده است و حمل و نقل به عنوان عنصر مهمي در جابه جايي كالاو مسافر براي توسعه پايدار در ميان كشورهاي عضو اكو، مورد توجه جدي قرار گرفته چرا كه جابه جايي وسيع كالاو مسافر، مصرف انرژي و ايجاد كار و كاهش فقر از اهميت ويژه اي براي رسيدن كشورها به توسعه پايدار برخوردار است.
هرچند امروزه تحولات سريع در نظام بين المللي و فرايند روبه رشد جهاني شدن ماهيت تعاملات بين المللي و ابزارهاي آن در حوزه هاي مختلف سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي را دچار تغييرات اساسي كرده است.
در چنين شرايطي، ميزان دسترسي به سرمايه، انرژي، فناوري و ابزارهاي توليد ارزان و مهم تر از همه دسترسي كافي و پايدار به بازارهاي مصرف متغير هاي مهمي هستند كه توان رقابت توليد كنندگان و در نتيجه امكان بقاي آنها در شرايط جديد اقتصادي جهاني را تحت تأثير قرار مي دهند. از طرف ديگر، نابرابري تاريخي بين كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه نيز قدرت رقابت بين آنها را تحت تأثير قرار داده و كشورهاي جهان سوم را در بستر زمان دچار مشكلات بيشتري كرده است. اما بر جايگاه صنعت حمل و نقل خدشه اي وارد نكرده و همگان متفق القول بر اهميت آن صحه گذاشته اند.چرا كه در دهكده جهاني و تجارت آزاد هر روز بر اهميت و نقش اتحاد و توافقنامه هاي منطقه اي افزوده مي شود و جهاني شدن فرايندي است كه جريان خدمات در سراسر دنيا را فراهم مي كند. اگر كشورهاي كمتر توسعه يافته سياست هايي را اتخاذ نكنند اين فرايند به سود كشورهاي توسعه يافته خواهد بود و از قافله توسعه بازمي مانند.
ايجاد فرصت هاي جديد مي تواند رشد و توسعه اين كشورها را موجب شود به طوري كه تشكيل اتحاديه ها و سازمان هاي منطقه اي موجب توسعه همكاري هاي متقابل خواهد شد.همكاري گروهي كشورهاي در حال توسعه در قالب سازمان ها و ترتيبات منطقه اي، گزينه اي مناسب و تجربه شده براي توسعه اقتصادي و پيشرفت آنها محسوب مي شود تا آنجا كه منطقه گرايي را مقدمه و بستر طبيعي براي پيوستن به روند جهاني شدن اقتصاد تلقي مي كنند. در واقع استفاده از ابزار سازمان هاي منطقه اي مانند اكو مي تواند از طريق ايجاد مناطق آزاد تجاري، انعقاد موافقتنامه هايي براي حركت آزاد كالاو سرمايه و اجراي پروژه هاي مشترك صنعتي و تحقيقاتي، شرايط مؤثرتري را در جهت افزايش قدرت اثرگذاري كشورهاي عضو در اقتصاد و تجارت جهاني ايجاد كند.
* چرا اكو
شايد سؤالي كه در ذهن همه نقش مي بندد اين باشد كه در ميان اين همه سازمان ها و گروه هاي مختلف اقتصادي- سياسي چرا اكو از اهميت ويژه اي برخوردار است؟
جواب آن بسيار ساده و روشن است، سازمان همكاري اقتصادي (اكو) با برخورداري از موقعيت ممتاز جغرافيايي واقع در چهار راه اتصال تجارت شرق و غرب يادآور قديمي ترين و ريشه دار ترين محور ارتباطي تمدن هاي شرق و غرب به جهان يعني جاده ابريشم است. از طرفي اين سازمان در كنار منابع غني طبيعي و انساني و اعتبار بين المللي، به طور بالقوه شايستگي كسب جايگاه ممتاز در صحنه اقتصاد منطقه و جهان را دارا بوده و هست. منافع سياسي و اقتصادي خود را در همكاري هاي منطقه اي جست وجو مي كند و هم اكنون با توجه به شرايط بين المللي بسياري از منافع ملي كشورها در يك جهت مشترك پيوند خورده است و امنيت و صلح نخستين فرصت و مهم ترين ضرورت در تحقق آرمان ها و اهداف اين سازمان است.
در حال حاضر و در منطقه اكو افزايش تقاضا براي صنعت حمل و نقل از يكسو و وجود ۲ كريدور اصلي ترانزيتي يعني كريدور شمال- جنوب و كريدور شرق- غرب از سوي ديگر و همچنين عبور بخش مهمي از شاهراه آسيايي از سوي كشورهاي عضو اكو، لزوم تقويت ظرفيت هاي موجود حمل و نقل و ترانزيت را بيش از هر زمان ديگري با اهميت تر كرده است. مي توان به جرأت گفت اگر در حال حاضر ۳ اولويت اصلي براي اكو در نظر بگيريم يكي از آنها، بهبود وضع سيستم حمل و نقلي است.هر چند اقدام هاي گسترده و گوناگوني در چارچوب سازمان و در راستاي كنوانسيون هاي بين المللي حمل و نقل انجام شده و ضروري به نظر مي رسد كه با بررسي هاي دقيق كارشناسي و شناسايي موانع فيزيكي و غير فيزيكي در بخش حمل و نقل از طريق ايجاد يك شبكه پيشرفته حمل و نقلي به سمت يك اقتصاد پايدار حركت كند.
اما در حال حاضر پيشرفت نكردن يكسان كشورهاي عضو در توسعه زير بناهاي حمل و نقل بويژه كشورهاي عضو در مسير كريدورهاي ترانزيتي، فقدان سيستم مؤثر براي استفاده از اطلاعات سيستم حمل و نقل و استفاده فقط چند كشور محدود عضو اكو از تكنولوژي هاي جديد، اثرات زيست محيطي صنعت حمل و نقل و تكميل نشدن برخي از پروژه هاي اصلي زيربنايي حمل و نقل در برخي كشورهاي عضو اكو به دليل مشكلات مالي و موانع فني از مهم ترين مشكلات حمل و نقل سازمان اكو براي ايجاد يك شبكه حمل و نقل مؤثر است. دستيابي به سيستم حمل و نقل كارآمد و تسهيل تجارت حمل و نقل به طور اخص در منطقه از مهم ترين اهداف آتي اكو به حساب مي آيد. چون مشتركات زياد تاريخي، جغرافيايي و فرهنگي كشورهاي عضو اين سازمان را تبديل به يك خانواده كرده كه در اجراي اهداف مشترك با يكديگر يكدل و سهيم هستند.براي روان سازي حمل ونقل بين المللي و ترانزيتي همواره نيازمند مديريت صحيح در سطح ملي و همكاري منطقه اي و جهاني هستيم كه انتخاب مسير و شناسايي مشكلات و گلوگاه ها از ويژگي هاي كريدورهاست.
* مزيت هاي نسبي اكو در حمل و نقل
در شرايط كنوني كه برخي قدرت ها بي محابا تلاش مي كنند تا در امور داخلي كشورها دخالت كرده و جا پايي در منطقه داشته باشند همكاري سازنده و هدفمند كشورهاي عضو براي افزايش ظرفيت هاي خود در سطوح منطقه اي و بين المللي ضروري به نظر مي رسد. چرا كه تنوع جغرافيايي كشورهاي عضو اكو و هم مرز شدن با چين، اروپا و اقيانوس هند موجب شده كه اين منطقه به عنوان پل اتصال قاره هاي آسيا، آفريقا و اروپا مطرح شود و منطقه اكو را از پتانسيل بالايي براي يكپارچگي اقتصادي برخوردار كند. اين منطقه كه در موقعيت بسيار مناسبي قرار گرفته از ذخاير انرژي، منابع معدني، اراضي حاصلخيز و مهم تر از همه مردمي با استعداد برخوردار است. چرا كه ۳۸۷ ميليون نفر جمعيت اقتصاد آن را صاحب موقعيت خوبي كرده است، از طرفي اين منطقه حدود ۷۷۵ ميليارد دلار در سال ۲۰۰۵ توليد ناخالص ملي داشته و توانسته از رشد متوسطي معادل ۶/۲ درصد در ميان سال هاي ۲۰۰۴-۲۰۰۰ برخوردار شود كه در نوع خود بسيار ارزشمند و براي كشورهاي اين منطقه قابل توجه است.
براساس آمارهاي منتشر شده از سوي مراجع رسمي، منطقه اكو يك سوم ذخاير انرژي جهان را در اختيار خود دارد.اين منطقه با برخورداري از بلندترين كوه ها و پرخروش ترين رودخانه ها مي تواند بيشترين ميزان نيروي برق آبي را توليد كند و مجموع توليد برق در اين منطقه حدود ۵۵۱ ميليارد كيلووات در ساعت است كه ۳/۳ درصد از سهم جهاني را شامل مي شود.كشاورزي ۲۳/۴ درصد توليد ناخالص ملي كشورهاي منطقه اكو را به خود اختصاص داده كه براي ۴۰درصد از جمعيت اين منطقه اشتغال زايي مي كند.پاكستان، تركمنستان و ازبكستان به طور مشترك ۴۰ درصد از پنبه مورد نياز جهان را توليد مي كنند. اين منطقه همچنين از امتياز توليد غلات، برنج، گوشت و توليدهاي دامي و لبني برخوردار است.
در رابطه با صنعت، منطقه اكو از ذخاير غني مواد خام برخوردار است. انواع مواد معدني اعم از سرب، روي، آهن، زغال سنگ، مس، قلع، نقره، طلاو جيوه در اين منطقه توليد مي شود. صنعت ۲۷/۶ درصد از توليد ناخالص ملي منطقه را شامل مي شود.
- سه شنبه، ۶ شهریور ۱۳۸۶
- اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
- تعداد بازدید : 2577
- نسخه مناسب چاپ
- ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران
دیگر عناوین :