تبلیغات در اندیشکده روابط بین الملل           برای معرفی کالا و خدمات خود با ما تماس بگیرید.                          ads@irtt.ir      

  • فقه و حقوق بشر اسلامي
    نويسنده: پوريا - كشوري

    منبع: روزنامه - همشهری

    در جامعه ما چندي است كه اين سخن بر سر زبان‌هاست كه براي جهاني شدن، ابزاري جهاني نياز است و اكنون حقوق بشر است كه مي‌تواند تعاملات جهاني را سامان دهد.

    فقه اگرچه‌ روزگاري تكافوي نياز جامعه بوده است، اما اكنون حقوق بشر مي‌تواند از عهده نيازهاي جهاني برآيد. براي بررسي اين مسئله مي‌توان فقه را در دو سطح بازشناسي كرد: سطح تئوريك و سطح عملي.

    در حوزه عملي، هم فقه و هم حقوق بشر روشي است كه با آن تعامل ميان انسان‌ها، انسان‌ها و حكومت‌ها و حكومت و حكومت‌ها تنظيم مي‌شود. براي اين كه فقه در اين حوزه كارآمد باشد، بايد داراي مجموعه‌اي از قوانين، الزامات و تأسيسات باشد و اين قابليت را داشته باشد كه نيازهاي نوين را پاسخ گويي كند.

    براي بررسي اين مسئله مي‌توان به دو روش استناد كرد: شناسايي فقه به عنوان متن و شناسايي فقه به عنوان متني تاريخي. در روش نخست، به خود فقه فارغ از واقعيت يافتگي‌اش نگريسته مي‌شود كه آيا اين مجموعه داراي قابليت تاسيس نظام حقوقي هست؛ ظرفيت آن تا كجاست؛ و قابليت انعطاف آن تا چه ميزان است؟

    با مراجعه به متون فقهي مي‌توان دريافت كه فقه از چنان گستردگي برخوردار است كه هيچ يك از شئون انساني را فروگذار نكرده است. در باب روابط ميان انسان‌ها، روابط انسان و حكومت و روابط حكومت‌ها احكامي توليد كرده كه مجموعه آن بالغ بر مجلدات بسيار است.

    از سوي ديگر مي‌توان به فقه به مثابه متني كه در تاريخ تحقق يافته است نگريست. قرن‌هاست كه فقه در قالب نظام حقوقي، مبناي عمل جوامع بسيار قرار گرفته است. به روزگاري از اندلس تا هند و هم اكنون در بخش معتنابهي از جهان، فقه مبناي تعامل انسان‌هاست.

    در طول تاريخ، حكومت‌هاي بسياري بر اساس شريعت اسلامي پديد آمده‌اند و نظام خود را بر اساس فقه بنا كرده‌اند و فقه توانسته است با توجه به دگرگوني‌هاي هر زمان، با تكيه بر اصول خويش، ظرفيت‌هاي جديدي بيافريند و مردمي را كه دل در گرو دين داشته اند، از نظامي مبتني بر دين كه از زمانه جدا نيست و مي‌تواند مشكلات جديد را پاسخ دهد، نااميد نسازد.

    در تاريخ فقه، دگرگوني‌هاي بسياري حتي به ظاهر ساختارشكن، اتفاق افتاده است و مسائل مستحدثه بسياري پديد آمده است، اما فقه توانسته راه را ادامه دهد و راه را براي معتقدانش هموار سازد.

    در سطح تئوريك، قابليت‌هاي فقه چنان است كه مي‌تواند در عرصه‌هاي جهاني تحقق يابد. نگاه كلان فقه به روابط، برخورداري از منابع غني، سازگاري با عقلانيت در جهت‌گيري‌هاي كلي، استفاده از عقل به عنوان يكي از منابع، انعطاف پذيري در مورد مصاديق و دقت در بيان كليات همه اصولي هستند كه بر جامعيت فقه دلالت دارند. براي اين كه فقه را جهان شمول دانست بايد به متن فقه مراجعه كرد.

    روشنفكراني كه معتقدند فقه اسلامي در دوران جديد ناكارآمد است، شناختي عميق و خودبنياد از فقه ندارند. از سوي ديگر فقيهاني نيز هستند كه به لايه‌هاي سطحي و روبنايي فقه دل بسته‌اند و از سطح ظاهر در نمي‌گذرند. اين هر دو گروه در اين نگرش مشتركند كه فقه با حقوق بشر سازگار نيست، و طبعاً نمي‌توانند به اين نتيجه منطقي و غيرجانبدارانه دست بيابند كه فقه، داراي برتري‌هاي تئوريك و روشي از حقوق بشر است.

    از سوي ديگر، در زمينه حقوق بشر معطوف به قدرت، حق وِتو پديد مي‌آيد. در زمينه حقوق بشر معطوف به قدرت، آمريكا مجاز است بدون هماهنگي سازمان ملل به عراق حمله كند؛ اسرائيل مي‌تواند از نظارت در امان بماند؛ فرانسه مي‌تواند حق زنان مسلمان و آزادي بيان آنان را ناديده بگيرد؛ در اين جاست كه نااميدانه مي‌پرسيم كدام حقوق بشر؟

    در اين جاست كه به ياد شِكواهاي علي‌(ع) مي‌افتيم كه بر انسان روا مي‌داند هنگامي كه خبر آن زن يهودي را شنيد، قالب تهي كند. آيا در حقوق بشري كه علي (ع) بيان مي‌دارد تبعيضي ميان انسان‌هاست و آيا حقوق بشر جز اين است؟
دیگر عناوین :
بازدید امروز: 54
بازدید دیروز: 844
بازدید از ابتدا: 523051