-
چالشها و آسيبهاي پيش روي ایران از منظر قدرت نرم
انقلاب اسلامی در دهه سوم حیات خود با چه تهدید هایی مواجه خواهد شد
نويسنده سيد عبدالمجيد زواري
اندیشکده روابط بین الملل
مقدمه: مفهوم شناسي
قدرت چيست؟
قدرت از مفاهيم اصلي علم سياست است که به معناي توانايي دارنده آن است براي واداشتن ديگران به تسليم در برابر خواست خود، به هر شکلي. وجود اقتدار( اتوريته) يعني قدرتي که مشروعيت آن براساس سنت يا قانون پذيرفته شده است يکي ازويژگيهاي سازمان اجتماعي است که در آن فرماندهي ناشي از به رسميت شناختن توانايي بزرگتري است که در شخص يا در مقام نهفته است.
قدرت سياسي متضمن وجود رابطه رواني بين نخبگان سياسي و کساني است که تحت نفوذ آن قرار دارند. اعمال قدرت سياسي خصيصه اصلي يک نظام سياسي از زمان ظهور مفهوم حاکميت است.(1)
بطورکلي قدت به معني توانايي نفوذ در رفتار ديگرن براي گرفتن نتيجه مطلوب است. راههاي متعددي براي اين تإثيرگذاري وجود دارد مانند تهديد ، متقاعدکردن از طريق پرداخت مالي يا جذب ديگران و همکاري با آنها.
گاهي مي توان بدون دستوردادن بر رفتار ديگران تأثيرگذاشت. اگر بتوانيد اين را باور کنيد که اهدافتان مشروع است مي توانيد بدون استفاده از تهديد به هدفتان برسيد. مثلاٌ کاتوليکها نه بخاطر تهديد بلکه بخاطر احترام به پاپ، تعليمات او را عمل مي کنند.
سياستمداران و مردم عادي اغلب قدرت را بعنوان داشتن توانايي نفوذ برنتيجه کار معني مي کنند. کسي که اقتدار، ثروت يا شخصيت جذابي دارد قدرتمند خوانده مي شود. براساس اين تعريف در سياست بين الملل، ما کشوري را قدرتمند مي دانيم که جمعيت زياد، خاک گسترده، منابع طبيعي فراوان، قدرت اقتصادي، نيروي نظامي و ثبات اجتماعي دارد. برتري اين تعريف دوم اين است که قدرت را مشخص تر، قابل اندازه گيري و قابل پيش بيني مي کند در اين معنا قدرت به معناي داشتن کارتهاي برنده در يک بازي است .
اما هنگامي که قدرت بعنوان مترادف براي منابعي که آنرا توليد مي کنند تعريف مي شوند مي تواند در مقابل با اين دو ديدگاه باشد که تأکيد دارد دسته اي که بيشترين قدرت را در اختيار دارند همواره به آنچه مدنظر دارد دست نخواهند يافت. براي مثال در مورد منابع، ايالات متحده تنها ابرقدرت جهان در سال 2001 محسوب مي شد اما نتوانست از فاجعه 11 سپتامبر جلوگيري کند.(2)
سنجش قدرت براساس منابع اگرچه ناکامل اما دستآوري مفيد است. درک اين نکته که کدام منبع بهترين پايه را براي رفتار قدرت در زمينه اي بخصوص تأمين مي کند، حائز اهميت است نفت تا پيش از انقلاب صنعتي و اورانيوم تا پيش ا زدوره معاصر منابع تعيين کننده اي بشمار نمي آمدند.
منابع قدرت بدون شناخت زمينه و شرايط موجود قابل ارزيابي نيستند. در بعضي مواقع آنهايي که مديريتي برعهده دارند ، نيرويي تحت فرمان دارند و يا سرمايه اي در اختيار دارند قدرتمندترين افراد محسوب نمي شوند اينجاست که انقلابها معني مي يابند.
قدرت نرم:
همه ما با قدرت سخت آشنايي داريم. مي دانيم نيروي نظامي و اقتصاد ممکن است موجب تغيير موقعيت افراد شود.و قدرت سخت مبتني بر مشوق«هويج» و تهديد«چماق» است اما مواقعي پيش مي آيد که شما بدون تهديد و يا هزينه محسوسي به نتيجه دلخواه دست پيدا مي کنيد . روشي غير مستقيم براي دستيابي به چيزي که مدنظر داريد گاهي اوقات روي ديگر قدرت ناميده مي شود.(3)
قدرت نرم مفهوم جديدي است که در دهه اخير بوجود آمده است قدرت نرم برخلاف قدرت سنتي به اين معنا است که مخاطب نه از روي جبر و اکراه بلکه از رضايتمندي تن به قدرت بدهد و به خواسته قدرتمند تن دردهد.(4)
عصر قدرت نرم از بعد از فروپاشي شوروي شروع شده و امروز در ادبيات استراتژيک جهان وارد شده است.(5)
در قدرت نرم برروي« ذهنيت» سرمايه گذاري مي شود و قدرت نرم توليد عينيت مجازي مي کند مثلاً اگر در دهه هاي گذشته تبليغ مي شد که فلان ابرقدرت چندهزار کلاهک هسته اي و سلاح هاي آنچناني دارد واقعاً هم اين توان نظامي وجود داشت اما در حال حاضر با تبليغات رسانه اي کاري مي کنند که اثر رواني و رعب حاصل از وجود آن بمبها و کلاهکها بدون آنکه واقعاً وجود داشته باشد ايجاد مي شود يا از دشمن تصويري اغراق آميز ساخته مي شود.(6)
قدرت نرم به مفهوم تغيير شکل قدرت از« قدرت آمرانه» به« قدرت متقاعدکننده» است و امروزه« اقتصاد اطلاعات پايه» و شبکه هاي اطلاع رساني دو ابزار مهمم قدرت نرم در دست آمريکائيها است و آمريکائيها مدام در حال تئوريزه کردن و تکميل به مفهوم قدرت نرم هستند.(7)
قدرت نرم عبارت است از توانايي شکل دهي ترجيحات ديگران. در دنياي تجارت مديران با هوش واقفند رهبري در صدور فرامين خلاصه نمي شود بلکه جذب ديگران به انجام آنچه شما مي خواهيد را شامل مي شود.
رهبران سياسي مدتهاست با قدرتي که از طريق جذابيت حاصل مي شودآشنا هستند. اگر من بتوانم شما را به انجام آنچه مي خواهم سوق دهم آنگاه نيازي به استفاده از« هويج»و« چماق» براي مجبورکردن شما ندارم. قدرت نرم ستوني از سياست هاي روزانه دموکراتيک است. توانايي شکل «دهي ترجيهات» به همگرايي با سرمايه اي چون شخصيت جذاب، فرهنگ، ارزشها، و سازمانهاي سياسي و سياستهايي که داراي مشروعيت و اعتبار اخلاقي هستند گرايش دارند اگر رهبري بتواند ارزشهايي که ديگران مايل به پيروي از آنها هستند را ارائه دهد آنگاه براي رهبري هزينه کمتري خواهد پرداخت. قدرت نرم تنها شبيه به نفوذ نيست. نفوذ مي تواند در برگيرنده قدرت سخت تهديدها و پرداخت ها باشد و قدرت نرم نيز چيزي بيش از ترغيب و يا توانايي به تهيج مردم است اگرچه اين موارد بخش مهم از قدرت نرم را شامل مي شود اين مفهوم همچنين توانايي جذب افراد را شامل مي شود و جذب افراد عموماٌ به موافقت و رضايت منجر مي شود.
به بيان ساده در روابط مبتني بر اخلاق، قدرت نرم، قدرت جذب کننده اي محسوب مي شود . منابع قدرت نرم سرمايه هايي هستند که اين جذابيت را ايجاد مي کنند.
قدرت نرم ابزار رايج متفاوتي- نه زور و نه پول، را براي توليد همکاري مورد استفاده قرار مي دهد قدرت نرم از جذابيت براي ايجاد اشتراک بين ارزشها و از الزام و وظيفه همکاري براي رسيدن به همه اين موارد سود مي جويد.(8)
انقلاب اسلامي و قدرت نرم
بدون ترديد نام امام خميني با تاريخ معاصر جهان آميخته است و بويژه براي مسلمانان نامي آشنا و محبوب است. امام خميني مرد قرن و احياگر ميراث عظيم اسلامي در جريان امروز است.
برغم سيطره تمدن غربي برجهان امروز و شيفتگي بسياري به زرق و برق آن امام خمينيي کسي بود که راه جديدي را براي انسان امروز ارائه نموده و به تعبير انديشمند پست مدرن فرانسوي ميشل فوکو منادي معنويت و روحي جديد براي جهان بي روح در عصر حاضر گرديد.(9)
در انديشة فوكو اين قدرت نرم افزاري است كه در مقابل چهرة سخت افزاري آن صف آرائي كرده و منجر به پيروزي انقلاب اسلامي ميگردد . (10)
انقلاب اسلامي مولود قدرت نرم بود و مبتني بر قدرت نرم است و در ايران سال 57 مردم براساس ايمان و اعتباري که براي امام خميني قائل بودند باعث جوشش قدرت و ايجاد نظمي جديد شدند.(11)
امام خميني(ره) با استفاده از قدرت مردم و با استفاده از ايمان مردم و در راستاي برهم زدن نظم قديم و ايجاد نظم جديد حرکت کرد ، فقهاي ديگر به دلایل شخصيتي يا ديگر دلایل اصلاً اين جرأت را نداشتند که منبع قدرت ايمان را در جامعه فعال کنند. (12)
مؤلفه هايي مثل مستضعفان،جنگ فقير و غني و ... که امام(ره) مطرح کردن جزوبحث قدرت نرم بود و حضرت امام مدام با قلب و ذهن مردم ارتباط برقرار مي کرد.(13)
انقلاب اسلامي به دين کارکرد ايدئولوژيک داد و براي پيروزي از قدرت نرم استفاده کرد(14) و در حقيقت شرعي کردن سياست استراتژي امام خميني در انقلاب اسلامي بود.(15)
امام خميني(ره) هرگز از واژه دولت اسلامي استفاده نکردند و هميشه از جمهوري اسلامي ياد مي کردند جمهوري اسلامي بازتوليد« دولت اسلامي» در قرن بيستم بود.(16)
پس از شناسايي دال مرکزي گفتمان سياسي امام خميني(ره) جامع ترين توصيف درباره مکتب اسياسي امام خميني را در کلام مقام معظم رهبري مي يابيم. ايشان با اشاره به جايگاه امام خميني درجهان معاصر خطوط اساسي و برجسته مکتب سياسي امام خميني را در پنج ويژگي اساسي اعلام کردند:
1- پيوند معنويت و سياست
2- اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم
3- رويکرد بين المللي و جهاني
4- پاسداري از ارزشها و ولايت فقيه
5- عدالت اجتماعي (17)
با توجه به اهداف و انديشه هاي اوليه انقلاي و بررسي ويژگيهاي مکتب سياسي مورد نظر حضرت امام(ره) بنظر مي رسد پس از گذشت بيش از ربع قرن از پيروزي انقلاب و در آستانه دهه سوم انقلاب بررسي ميزان موفقيت و رسيدن به اين اهداف براي جامعه و حکومتي که امام بنيانگذار آن بود ضروري بنظر مي سد.
درحال حاضر با وجود اينکه ممکن است برخي از افکار و انديشه هاي امام همچنان در جامعه پررنگ و روشن باشد ولي متأسفانه بايد اذعان کرد با وجود اينکه در نتيجه گيري کلي ايران کشوريست که درراه اين فکر حرکت مي کند و در مسئولان کشور چه رهبر انقلاب چه رئيس جمهور و مسئولان و احزاب سياسي برجسته اين امر حس مي شود ولي بايد اذعان کرد برخي از افکار ايشان را حالتي از ابهام دربرگرفته است.(18)
بنابراين قبل از هرچيز براي حفاظت از انقلاب اسلامي بايد به شناسايي چالش ها و آفات انقلاب پرداخته و درصدد حل و فصل آن برآئيم و حتي چالشهاي فرار و به فرصت تبديل کرد. در غير اينصورت انقلاب از درون تهي خواهد شد . اسلام خواهد ماند ولي تنها نام او، مردم باشند ولي مشغول کارهاي ديگر، رهبران باشند ولي اخلاق و سيره آنها مانند خلفايي خواهند شد که ادعاي اميرالمؤمنين داشتند.(19)
چالشهايي که انقلاب اسلامي در آستانه دهه سوم انقلاب با آنها مواجه است را مي توان در سه گروه زير تقسيم بندي کرد:
الف: چالشهاي داخلي
ب: چالشهاي منطقه اي
ج: چالشهاي بین المللی
الف: چالشهاي داخلي
1- ترکيب جمعيتي جوان
2- بحران اشتغال و تورم
3- بحران سرمايه گذاري
4- اقتصاد وابسته به نفت
5- برخورد و تضاد جريانات عمده سياسي
6- تهاجم فرهنگي
7 – مواد مخدر و ايدز
8- مهاجرت استعدادها به خارج از کشور
9- تبعات ناشي از تنش در روابط ايران و آمريکا
10- استقلال طلبي قوميتها
11- جنبش نرم افزاري و فقر توليد علم
12- بحران هويت در نسلهاي آينده
13- چشم انداز 20 ساله
14- اپوزسيون داخل و خارج کشور
15- فمينسيم و مشارکت زنان در فعاليتهاي اجتماعي و تبعات آن
16- گردش نخبگان
17 -شکاف طبقاتي و بي توجهی به مقوله عدالت
و بطورکلي آسيبهاي اجتماعي، سياسي، و اقتصادي و ....
ب: چالشهاي منطقه اي
1- اسرائيل کانون بحران ساز در منطقه
2- ابهام در وضعيت رژيم حقوقي خزر
3- بحرانهاي نطامي در عراق، چچن، قره باغ، افغانستان و ...
4- اختلافات مرزي با امارات
5- بحران آب در خاور ميانه
6- طرح خاورميانه بزرگ و تغيير رژيمهاي منطقه از سوي آمريكا
ج: چالشهاي بين المللي
1- جهاني شدن سياست، اقتصاد، فرهنگ و ارتباطات
2- بحرانهاي زيست محيطي و جمعيتي
3- بحران معنويت و اخلاق
4- گسترش ناتو به سمت شرق
5- هژموني طلبي آمريکا و تلا ش براي ايجاد و نظام تک قطبي
6- اختلاف سطوح منافع درميان کشورهاي صادر کننده نفت
7- گسترش سازمان تجارت جهاني و عدم عضويت ايران در اين سازمان
8- بحران جهاني انرژي
9- مشکل مربوط به کنترل فن آوريهاي پيشرفته
10- مسئله انرژي هسته اي
برخي از مشکلات ذکرشده در دو دهه قبلي انقلاب نيز وجود داشته و همچنان نيز ادامه داشته و برخي چالشها نيز مختص دهه سوم است و در اين تحقيق سعي مي شود تا برخي از مهمترين و اساسي ترين چالشها و آسيبهايي که انقلاب اسلامي در حوزه قدرت نرم در آستانه ورود به دهه سوم پيش روي دارد بررسي در صورت امکان پيشنهاداتي نيز ارائه مي شود.
- چهارشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۷
- اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
- تعداد بازدید : 1261
- نسخه مناسب چاپ
- ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران
دیگر عناوین :