-
آينده نگاري: سنت حاكم بر آيندهپژوهي
نوشتهي: عبدالرحيم پدرام
http://www.futuresdiscovery.com
آيندهپژوهي در ابتدا كار خود را با پيشبيني آغاز كرد. پيشبيني شامل يك مجموعه فرايند خبرهمحور[1] است كه با حدس و گمانهزني دربارهي آيندهٌٌٌٌْْْْ، بحث ميكند. و هيچ هدفي را براي تغيير در آيندهي پيشرو دنبال نميكند كه در نتيجهي آن اثر انگيزشي نيز در ميان مردم جامعه يا كاركنان سازمان ندارد. پيشبيني به خودي خود ارزشي ندارد، بلكه با پاسخدادن به پرسشهاي تصميمگيران ابزاري براي كمك به فرايند تصميمگيري است. ارزش پيشبيني به ميزان سودمندي آن هنگام اخذ تصميم بستگي دارد. هر پيشبيني كه كيفيت تصميم را بهبود بخشد، صرف نظر از اين كه در آينده چه رخ دهد، امري مفيد است.با وجود اينكه امروزه پيشبيني، همچنان يكي از حوزههاي مهم و كليدي آيندهپژوهي است اما از دههي 70 ميلادي آيندهنگاري به سنت حاكم بر آيندهپژوهي تبديل شد. آيندهنگاري از پيشبيني محض فراتر ميرود، و به طراحي و معماري آيندهي مطلوب معطوف است. در اينجا آيندهپژوهان به دنبال تغيير در آينده و برپايي هوشمندانه و تاحدي دلخواه آينده هستند. طبق تعريف، آيندهنگاري فرايندي است مبتني بر گفتمانهاي اجتماعي معطوف به آينده، با حضور گروههاي زيادي از خبرگان رشتههاي مختلف و نمايندگان همهي ذينفعان يك موضوع و به منظور خلق چشماندازهاي همهجانبه و بلندمدت از آينده. نتايج آيندهنگاري مبناي برنامهريزي راهبردي را تشكيل ميدهند. در آيندهنگاري مشاركت گستردهي افراد و سازمانها در فرايند انجام آن، علاوه بر آنكه سبب ميشود آينده از منظرهاي گوناگون اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و... بررسي شده و راهكارهاي معماري آينده ارايه ميشود، انگيزه و باور عمومي را براي شكلبخشيدن به آيندهي مطلوب را در سطح وسيعي ايجاد ميكند. امروزه ميزان مشاركت گسترده در آيندهنگاري شاخصي از مردمسالاري دولتها در حوزهي سياستگزاري عمومي به شمار ميرود.
از سال 1990 برنامههاي آيندهنگاري بخشي، منطقهاي و ملي در سازمانهاي دولتي و خصوصي از اهميت ويژهاي برخوردار بوده است. حوزههاي فعاليت آيندهنگاري علم، فناوري، فرهنگ، محيطزيست و... بوده است، اما درسالهاي اخير بيشتر برنامهها بر حوزههاي علم و فناوري تمركز داشته اند. اكنون آيندهنگاري علم و فناوري، بهعنوان يك ابزار تصميمگيري دولتها در فرايندهاي سياستگزاري علم و فناوري عمل ميکند. و در بسياري از موار سبب پاسخگويي به پرسشهاي راهبردي جامعه، در يك چشمانداز بلندمدت شده است. فعاليتهايي باعنوان آيندهنگاري علم و فناوري، با سرعت بيسابقهاي در بيشتر كشورهاي در حال توسعه، در حال پيگيري و اجرا است.
آيندهنگاري ابزاري براي درك آيندههاي محتمل، آمادگي بهتر براي رويارويي با آينده و تصميمسازي براي نيل به آيندهاي مطلوب است. آيندهنگاري شامل تلاشي نظاممند براي بررسي و خلق آيندهي درازمدت علم، فناوري، اقتصاد، محيط و جامعه بهمنظور شناسايي فناوريهاي عام نوظهور، حوزههاي پرمنفعت اقتصادي و ساير حوزههاي زيربنايي راهبردي است كه به احتمال فراوان، بيشترين منافع اقتصادي، اجتماعي و سياسي را خواهند داشت. آيندهنگاري نوعي مديريت و مهندسي جامع آينده و ايجاد فرصت براي ساختن آيندهي مطلوب است.
در بسياري از موارد آيندهنگاري با ساير فعاليتهاي مشابه، مانند پيشبيني و برنامهريزي راهبردي اشتباه گرفته ميشود. آيندهنگاري نبايد با پيشبيني كه داراي پيشفرضهايي ثابت در مورد چگونگي شکلگيري آينده است، اشتباه گرفته شود. آيندهنگاري به دنبال پيشگويي نيست، بلكه فرايندي است که با تمرکز بر خلق آينده در پي خلق چشماندازهاي مشترك از آينده است، چشماندازهايي كه سازمانها را بر آن ميدارد که فعاليتهاي امروز خود را با آنها منطبق سازند. آيندهنگاري جايگزين پيشبيني، آيندهانديشي و برنامهريزي راهبردي نميشود. هر يك از اين فعاليتها در فرايند آيندهنگاري نقش خود را ايفا ميكنند، و در بسياري از موارد، بهطور متقابل يكديگر را حمايت ميكنند.
آيندهنگاري کار خود را با شناسايي آيندهي بديل آغاز ميکند و با بررسي آنها، امكان وقوع و اثربخشي هر انتخاب را مشخص ميكند. بعد از اين مرحله نوبت به انتخاب گزينهي مطلوب براساس معيارهاي امكان و اثربخشي ميرسد (در واقع خروجي اين مرحله ليستي از اولويتهاي برتر از تصاوير آينده ميباشد).
پس از اين انتخاب و مقايسه با وضعيت حال، براي رسيدن به گزينهي انتخاب شده راهکارهاي لازم ارايه ميشود. از اين مرحله، كار به فرايند برنامهريزي راهبردي ارتباط داده ميشود كه از وظايف آيندهنگاري نيست. آيندهنگاري در شناسايي مقصد يا هدف تلاش ميكند.
آيندهنگاري فراتر از مجموعهاي از روشها، فرايندي از مشاوره و تعامل بين جامعهي علمي، ذينفعان دستاوردهاي تحقيقاتي و سياستگذاران است. اين فرايند منظم و مستمر در پي خلق آيندهاي مطلوب در افق ده تا سي سال و با دو هدف زير است:
· شناسايي سريع فناوريهاي عام نوظهور؛ فناوريهايي كه استفاده از آنها منافعي براي جامعه دارد. اينگونه فناوريها هنوز در مرحله پيشرقابتي قرار دارند و ميتوانند براي سرمايهگذاري انتخاب شوند
· شناسايي حوزههاي تحقيقات راهبردي؛ اين تحقيقات پيشزمينهاي براي حل مسيل علمي شناختهشدهي فعلي يا آتي خواهند بود.
در برنامههاي مختلف آيندهنگاري اهداف گوناگوني براي آيندهنگاري در نظر گرفته شده است. اين طيف از فراهم نمودن قابليت هشدار زودهنگام تا ايجاد وفاق عمومي متغيير بوده است. برخي از برنامههاي آيندهنگاري بر پشتيباني برنامهريزي و برخي بر آموزش تاكيد بيشتري داشتهاند. عدهاي از برنامهها بر تلاش، جهت انگيزش مردم تأكيد ميكردند. در حالي كه باقي بر تلاش براي فهم بهتر روندهاي جامعه تأكيد ميكردند. اين اهداف در ظاهر بيارتباط بهنظر ميرسند، اما ميتوان آنها را در قالب سه موضوع اصلي تقسيمبندي كرد:
1. ساختن اطلاعاتي كه به روند تصميمگيري كمك كند.
2. زمينهسازي و ايجاد مدلهاي ذهني مبتني بر آيندهنگاري
3. تشكيل يك چشمانداز گروهي براي آينده و دستيابي به وفاق عمومي
مهمترين هدف آيندهنگاري تصويرسازي، خلق و ترسيم چشمانداز (آينده مطلوب) است. چرا كه تعريف هدف ماهيت ارتباط با فرايند تصميمگيري را مشخص ميسازد. پيامدهاي اصلي آيندهنگاري عبارتند از
· كشف فرصتهاي آتي جهت تعيين اولويتهاي سرمايهگذاري در زمينهي فعاليتهاي علم و نوآوري.
· جهتدهي نظام علم و نوآوري.
· وارد كردن بازيگران جديد به حوزههاي راهبردي.
· ايجاد شبكهها و پيوندهاي جديد در سطوح گوناگون جامعه
فرايند انجام هر برنامهي آيندهنگاري شامل چهار فاز است:
فاز يک: تعيين چارچوب و الگوي مفهومي
هدف اين فاز سازماندهي و استقرار پايههاي برنامه است. اين مرحله كه شامل تعيين هدف، روششناسي و انتخاب کارشناسان برنامه آيندهنگاري است.
فاز دو: تعيين پارامترهاي كليدي
با استفاده از گروههاي متنوع کارشناسان و اطلاعات جمعآوري شده، متغيرهاي كليدي برنامه مشخص ميشوند.
اين فاز نيز خود شامل دو گام شناسايي و انتخاب گزينه ميباشد.
1. شناسايي
· شناسايي کارشناسان، دستاندركاران و افراد تاثيرگذار در فرايند
· شناسايي مؤلفههاي مربوط و زيربخشهاي موردنظر
· درک و تبيين رسالت برنامه
2. انتخاب
· دستهبندي افراد مرتبط با برنامه
· انتخاب کارشناسان
· ايجاد چارچوب مفهومي كلي كه يك مدل مرجع براي فهم سيستم و پايهاي براي تصميمگيري است.
فاز سه: تهيه سناريو
در اين فاز برهم كنش بين متغيرهاي كليدي تحليل ميشود و از اين طريق تعدادي سناريو طراحي ميشود.
فاز چهار: اشاعهي نتايج و تدوين راهبردهاي پيشنهادي
اشاعهي نتايج و تدوين راهبردهاي پيشنهادي اهميت برابري دارند كه بر حسب نوع و اهداف برنامه آيندهنگاري تغيير ميكنند.
جدول 1. مقايسه ميان پيشبيني و آيندهنگاري
آيندهنگاري
پيشبيني
با مشاركت گسترهي وسيعي از سطوح مختلف مردم
با حضور چند خبره
متمركز بر حوزههاي عام و كلان
متمركز بر حوزههاي خاص
تحليل و طراحي آينده
فقط تحليل آينده
راهكارهاي تعيين آيندهي مطلوب ارايه ميشود.
آيندهي مطلوب تعيين نميشود.
راهكارهاي ساخت آينده بررسي ميشوند
ساختن آينده بررسي نميشود.
باور عمومي و مشاركت جمعي براي تحقق چشمانداز وجود دارد
انگيزه براي شكلدهي آينده وجود ندارد.
موردکاوي: آيندهنگاري فناوري در ايالات متحده
وزارت دفاع ايالات متحده، تاکنون مسووليت برخي از مهمترين و نظاممندترين برنامههاي آيندهنگاري را بر عهده داشته است. يكي از روشهاي اصلي اين برنامهها، بازبينيهاي حوزههاي رشتههاي علمي است. در دههي 1960 و اوايل دههي 1970، چندين پيمايش ميداني صورت گرفت. پيمايشهاي ديگري نيز در دههي 1980 و1990 توسط شوراي تحقيقات ملي [2] انجام شد. در تمامي اين پيمايشها، روشهاي مشابهي بهكار گرفته شده بودند و قسمت بزرگي از كار توسط كميتهي از انديشهورزان برجسته و برخي از کارشناسان صنعت انجام گرفت. هر يك گزارشهاي بهدست آمده، فرصتهاي علمي جالبي در هر حوزهي علمي را معرفي ميکرد. و اولويتهاي هر حوزه را معرفي ميکرد. هر برنامه كشش تقاضا را بررسي ميکرد و با افزايش تقاضا، از دولت فدرال ميخواست در طي چند سال آينده بودجهي آن حوزهي علمي را دو برابر كند.
پيش از سال 1990، باور اصلي در ايالات متحده اين بود كه دولت فدرال نيازي به سياست فناوري صريح و آشكار ندارد؛ كشور به اندازه كافي جهت رهبري در تمام زمينههاي علم و فناوري توانمند است. با اين حال در اواخر دههي 1980، افزايش رقابت پذيري، به خصوص در مقايسه با ژاپن، نشاندهندهي نياز ايالات متحده به سياست فناوري منسجم است، که اين امر سبب افزايش ناگهاني توجه دولت به برنامههاي گوناگون آيندهنگاري در اوايل دههي 1990 شد.
در اين برهه، شيوهي مورد توجه براي آيندهنگاري، تهيهي ليستي از فناوريهاي كليدي بود (يعني آنچه كه براي آيندهي اقتصاد يا امنيت ملي آمريكا حياتي بهشمار ميآمدند). وزارت دفاع تنها برخي از اين فعاليتها را انجام ميداد، در حالي كه ساير فعاليتها توسط وزارت بازرگاني، شوراي رقابتپذيري[3] و دفتر سياست علم و فناوري هدايت ميشدند
- شنبه، ۵ مرداد ۱۳۸۷
- اندازه متن : [ بزرگتر ] [ کوچکتر ]
- تعداد بازدید : 840
- نسخه مناسب چاپ
- ارسال به یاهو مسنجر
ارسال به دیگران
دیگر عناوین :